راستش نگران بودم ، نگران از بابت اينكه با اين همه خشونتي كه عُمال ظلم جور در اين چند ماه بر مردم روا داشته بودند مردم را بترساند ، مردم را خانه نشين كند ، فريادها را در گلو خفه كند . اما نه اشتباه مي كردم ؛ روز قدس همان شد كه بايد مي بود با همان حضور ميليوني سبزها . روز مبارزه با استكبار ، روز مبارزه با زورگويان كل عالم ، روز مبارزه با شكنجه و تجاوز .
تظاهرات روز قدس يك پيام براي حاكم جائر داشت كه اگر گوش شنوايي داشت بايد آن را مي شنيد : مردم ايران با علم به اينكه آمدن به خيابان ممكن است به كشته و زخمي شدنشان بيانجامد ، با اينكه مي دانستند هر آن امكان اسير شدن و شكنجه و تجاوز و ... هست بازهم به خيابانها آمده بودند . يعني همه اينها را بجان مي خريم اما زير بار حرف زور نمي رويم . " يعني اينكه شكنجه تجاوز ديگر اثر ندارد ." سالها پيش جمله اي از بنجامين فرانكلين خوانده بودم بدين مضمون : كسي كه حفظ جان را مقدم بر آزادي بداند ، لياقت آزادي را ندارد . جمعه روزي بود كه با اطمينان بگويم ملت ما لياقت آزادي را دارد و حاضر است بهاي گزاف آن را بپردازد . و اين شجاعت مختص به مردان و جوانان نبود جمعه بازهم پير و جوان ، مرد و زن و خردسال در كنار هم عليه ظلم و ستم بپا خواستند و ديكتاتور و حاميانش بايد بدانند كه حال كه مردم مي خواهند و براي تغيير سرنوشتشان بپا خواسته اند خدا نيز آنها را همراهي خواهد كرد اين سنت تاريخ است .
جمعه يك ويژگي ديگر هم داشت و آن حركت ساير شهر ها بود تبريز، اصفهان ، شيراز ، رشت ... اين يعني بعد از سه ماه دامنه اعتراضات دارد گسترده تر مي شود .
حرف آخر را جمعه مردم زدند : " ديكتاتور! اين آخرين پيام است ، ملت سبز ايران آماده قيام است . "
پ.ن 1- عنوان مطلب با تغيير شستم به شستيم مصرعي ست از شعر معروف شاعر آزادي فرخي يزدي
پ.ن 2 - آقا مجتبي ، شيطون ! خيلي تو دل مردم جا داريها ، رو نكرده بودي ناقلا !!! يه زنگ به عـُـدي .ص بزن راه و رسم محبوبيت بيشتر را ازايشون جويا شو!
پ.ن 3 - يه شعار جمعه منو كشته بود : " ما اهل كوفه نيستيم پول بگيريم بايستيم " .
پ.ن 4 - هميشه تلويزيون نگاه مي كرديم دلمون مي سوخت براي مردم فلسطين ببينيد كار به كجا كشيده كه مردم شعار مي دادن " غزه بيا حمايت ايران شده جنايت " يعني بعد از اينكه افغاني ها از جنبش سبز ما حمايت كردن حالا بايد مردم غزه هم از مون حمايت كنن .
از قديم گفته اند چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است . حالا اگر اين مسجد ، مسجدالاقصي هم باشد حتما ً توفيري نمي كند و گرنه قديمي ها شعورشان مي رسيد كه برايش استثناء بياورند .
حالا ما در يك كشور زندگي مي كنيم كه مي آيند در روز روشن مردم را ميزنند و مي درند و بعد هم مي برند به آنها تجاوز مي كنند آنگاه مدرك و سند هم طلب مي كنند . مدرك و سند ارائه مي شود مي گويند كافي نيست لطفاً چيز طرفين رو هم ضميمه كنيد . خب حالا خدا خيرتان بدهد اينجا كه از فلسطين اوضاعش بدتر نباشد حتمي بهتر نيست . انصافاً شما بگوييد درست است ما برويم تو خيابون به غاصبين صهيونيست فحش بدهيم . از نظر من اگر ملاك دين جد ماست كه بايد گفت درست كه نيست حرام هم هست . نه آقا از الان بگويم ما كه داريم مي رويم روز قدس خورده حسابي داريم با صهيونيستهاي شيعه كه صهيونيست يهود بايد بيايد علي الحساب جلويش لنگ بيندازد ، ما داريم مي آئيم تا آن خورده حساب را تصفيه كنيم . دلم براي موج سبز تنگ شده است . دارم لحظه شماري مي كنم . مي دانم فردا روز ديدار است ديدار با تمام دوستاني كه با ما در يك راه قدم بر ميدارند . فردا را نبايد از دست داد اينرا ما بدهكاريم . به سهرابها بدهكاريم ، به ندا ها بدهكاريم . به شهاب به مصطفي به سعيد به عبدالله به همه كساني كه در راه آزادي دربندند به همه كساني كه در راه عدالت جان دادند . پس بايد رفت ...
بپرهيز كه خود را در بزرگي همانند خداوند پنداري ، و در شكوه خداوندي همانند او داني ، زيرا خداوند هر سركشي را خوار مي سازد ، و هر خود پسندي را بي ارزش مي كند . كسي كه به بندگان خدا ستم روا دارد خدا بجاي بندگانش دشمن او خواهد بود ، و آنرا كه خدا دشمن شود ، دليل او را نپذيرد ، كه با خدا سر جنگ دارد تا آنگاه كه بازگردد يا توبه كند ، كه هيچ چيز چون ستكاري نعمت خدا را دگرگون نمي كند و كيفر اورا نزديك نمي سازد كه خدا دعاي ستمديدگان را مي شنود و در كمين ستمكاران است ...
از خونريزي بپرهيز و از خون ناحق پروا كن كه هيچ چيز همانند خون ناحق كيفر الهي را نزديك نمي كند و مجازات را بزرگ نمي كند و زوال حكومت ها را نزديك نمي گرداند و روز قيامت خدا پیش از رسيدگي به اعمال بندگان نسبت به خون هاي ناحق ريخته شده داوري خواهد كرد . پس با ريختن خوني حرام حكومت خود را تقويت مكن زيرا خون ناحق پايه هاي حكومت را سست مي كند و بنياد آنرا بركنده و به ديگري منتقل مي سازد و تو نه در نزد من و نه در پيشگاه خداوند بهانه اي براي خون ناحق نخواهي داشت چرا كه كفر آن قصاص است و از آن گريزي نيست ...
نامه علی به مالک اشتر نخعی
شیعه علی آن نیست که در خفا دستور شکنجه و کشتار انسانها را صادر کند و نسبت به تظلم خواهی آنان سکوت کند . حق را زیر پا گذاشته و به استهزاء خلق بنشیند و در روز برای فریب مردم جاهل روضه ی علی بخواند و از سر ریا اشک بریزد .
جناب آقاي حسين باراك اوباما رئيس جمهور محترم ايالات متحده
سلام .
در خبرها آمده بود شما براي بار دوم به سران جمهوري اسلامي ايران نامه نوشته ايد و پيشنهاد مذاكره داده ايد . اين پيشنهاد در اين شرايط مرا شگفت زده و البته خشمگين كرد . عصبانيت و بهت من نه از اين بابت است كه در شرايطي كه ما درحال مبارزه عليه كودتاچيان در ايران هستيم وجوانان اين مرز و بوم به خاك و خون كشيده مي شوند و يا در زندانها به آنها تجاوز مي شود انتظار داشته باشم تا شما بخاطر ملت ايران از منافع ملي خود بگذريد، نه چنين نيست . تا اين اندازه هم ساده لوح نيستم . اصلاً غرور ملي ما اين اجازه را نمي دهد كه به غير از خود به كسي متكي باشيم . تا اين اندازه هم به خود و مردم كشورم ايمان دارم كه هر رژيمي هر چقدر ستمكار و جبار باشد بقول مهندس موسوي يا به سمت مردم بر ميگردند يا مردم آنها را بر مي گردانند. تاريخ گواه من است . ما همان مردمي هستيم كه مغول را از اسب به زير آورد شمشير را از دستش گرفت و قرآن بدستش داد ، تا آمد بخودش بجنبد ديد دارد مسجد مي سازد و كاروانسرا ... اين ديكتاتورهاي تازه به دوران رسيده كه عددي نيستند در برابر عظمت مردم ايران زمين .
اما ناراحتي من از چه بابت است ؟
جناب آقاي اوباما ، وقتي شما سرگرم فعاليت هاي انتخاباتي بوديد من و دوستانم اميدوار بوديم برنده اين كارزار شما باشيد . حتي به شوخي قصد داشتيم بياييم و براي شما فعاليت هم بكنيم چون اميد داشتيم با جايگزين شدن يك دموكرات به جاي يك نئو محافظه كار ، مديريت بزرگترين كشور دنيا از دست ماجراجويان و جنگ سالاران بيرون بيايد . چون گفتمان تغيير شما ما را نيز مجذوب خود كرده بود. همانكاري كه خودمان چند ماه بعد سعي در انجام آن داشتيم . حذف يك جنگ سالار احمق ديگر در اين سوي دنيا ، در كشوري سابقاً بزرگ .
اوباماي عزيز تاسف من از بابت شما و مشاورانتان است . من و دوستانم فكر مي كرديم شما و تيم تان به اندازه اي كه براي اداره كشور آمريكا لازم است عاقل باشيد اما امروز مي بينم كه سخت در اشتباه بوديم . آخر شما بنا به چه منطقي مي خواهيد با جمهوري اسلامي مذاكره كنيد ؟ مگر نه آنكه نمايندگاني از جانب شما قرار است با نمايندگاني از طرف هر كه فكر مي كنيد در ايران دست بالاست مي نشينند و بر سر مسائلي تفاهم مي كنند و بعد مفاد آن عهدنامه براي طرفين لازم الاجراست ؟ خوب شما مي خواهيد با چه كسي مذاكره كنيد ؟ عزيز من اينجا كه آمريكا يا ساير ممالك متمدنه نيست . ما اينجا يك نفر را مي فرستيم با شما مذاكره كند فردا مي آوريم در دادگاه محاكمه اش مي كنيم اسمش را مي گذاريم جاسوس !! نمونه مي خواهيد همان آقاي موسويان ، رايزن پرونده هسته اي طي سال هاي اخير ، از سالهاي دور مي خواهيد آقاي نبوي در قرارداد الجزاير ! بازهم مي خواهيد همين آقاي امين زاده كه بيش از 70 روز است در زندان است تا بگويد نفوذي شماست !! اگر مشاورانتان زير گوشتان خوانده اند كه رهبر در ايران همه كاره است و بايد با نماينده مستقيم ايشان مذاكره كرد پر بي راه نگفته اند . اما همه حقيقت را هم نگفته اند . آخر همين شيخ حسن روحاني نماينده ايشان بود در شوراي عالي امنيت ملي چقدر متعهد بودند به حرف هايشان . مگر نه آنكه متهم شد به گرفتن گردو و فروختن الماس . اين را رئيس جمهوري كه از لحاظ فكري به رهبر نزديك است گفت و پدر معنويشان هم مخالفتي نكردند . ديگر از رئيس جمهور بالاتر را كه براي مذاكره نمي فرستند اينجا فردا روزي رئيس جمهورش را هم به جرم اختلال و براندازي محاكمه مي كنند بعد فكر مي كنيد به عهدنامه و مقاوله نامه و هر چيز ديگري كه آن تيره بخت امضاء كرده وقعي مي نهند؟ زهي خيال باطل !
اما همه حرف من كه اين نبود . حالا گيرم با يك بدبختي نشسته ايد و قول و قراري هم گذاشتيد لابد انتظار داريد به آن عمل هم بشود ؟ ببينيد مي گويم مرا نا اميد كرديد بخاطر همين مسائل است ديگر . اين كه ديگر بررسي تاريخ 3000 ساله نمي خواهد كه بگوييد ما نداشته ايم پس نمي فهميم . كافي بود به مشاورنتان مي گقتيد فيلم هاي مناظره ها را برايتان بگذارند آنگاه يك نگاه به سايت بانك مركزي ما مي انداختيد . اين سران كشور ما در دروغ و دروغ گويي يد طولايي دارند . البته در همه جاي دنيا سياستمداران هر از چند گاهي دروغ مي گويند اما دروغي كه مردم سال ها بعد مي فهمند چه بوده است و هر وقت هم كه فهميدند آن سياستمدار بايد گود سياست را ببوسد و مهر بد نامي بر پيشاني اش را بپذيرد تازه اگر شانس بياورد محاكمه اش نكنند. نمونه اش سلف دموكرات خودتان . اما اينجا فرقش اين است كه سردمداران رژيم جز دروغ چيزي نمي گويند . آنهم دروغ هايي كه هر بچه اي مي فهمد اما با قباحت تمام انگشت اتهام بسوي اين و آن مي گيرند .محاكمه كه نمي شوند هيچ بقيه را هم به مذبخ مي كشانند . حالا شما مي خواهيد به حرف اينها اعتماد كنيد ؛ به قولشان ، به پيمانشان .
حسين آقا !! نكته اي ديگر كه بايد خدمتتان عرض كنم اين است كه اين مملكت صاحب ندارد . يك زمان هاي دوري مي گفتند صاحبش شاهنشاه است . بعد كه شاه مرد هر كي تو هر كي شده است . جسارت نباشد دور از مملكت شما ! اينجا سران مملكت مي گويند ملت ولي نعمت ما هستند . ما خدمتگزار ملتيم . اما از طرفي ولايت ملت هم برگردن ايشان است يعني ملت نمي تواند خودش راه خودش را پيدا كند حتماً يك ولي و وقيم مي خواهد . يا مثلاً چون ملت اشتباه نكند ۱۲ نفر كه دروغگوييشان بر همه ثابت شده باشد را مي گذارند تا مردم به انتخاب ايشان راي بدهند . اگر مردم به كشور شما فحش بدهند مي شوند ملت فهيم و هميشه در صحنه اگر به كشور مسلمان و برادر چين يا روسيه فحش بدهند مي شوند آلت دست استعمار و غربزده و ... در قانون اساسي ما هم همين طور است كه عرض كردم خدا ملت را بر سرنوشت خود حاكم كرده است اما بازهم اين ملت سرنوشتش را خودش نمي تواند رقم بزند . اما اين همه درد نيست فكر كنيد طرف مذاكره قبول مي كند كه بدنبال بمب اتم نيست فردا صبح اعلام مي شود مشتي جوان ِ مستقل ِ متعهد در ايران ، فعل ما مي توانيم را صرف كرده اند و بمب اتم ساخته اند. زمينه اش را هم قبلاً مهيا كرده اند يك دختر 13 ساله به مدد گوشكوب و آبميوه گيري و خرت پرتهاي برادرش در خانه غني سازي را شروع كرده است . باور نمي كنيد سندش سخنراني هاي اين ديكتاتور . حالا شما مي خواهيد يقه كي را بگيريد. اينجا كسي زير بار مسووليت نيروهاي مستقل و متعهد و دلسوز و انقلابي و به اصطلاح مردمي نمي رود . اينها كه احتمالاً لباس شخصي هم به تن دارند در اين كشور همه كار مي توانند بكنند كسي هم جلو دارشان نيست . تازه اگر ساخت بمب اتم را برگردان نفوذي هاي دشمن نيندازند . اينجا ما حتي بازداشتگاههاي غير رسميمان را هم نمي توانيم از دشمن پاك سازي كنيم ميآيند مي زنند تجاوز مي كنند مي درند بعد هم مي گويند نفوذي دشمن بوده است .حالا همين نفوذي هاي دشمن اگر گير بيفتند جرمشان مي شود دزديدن ريش تراش !!!
اوباما جان ! تا اينجاي كار اتفاق ناگواري نيفتاده است . حالا بگذار قسمت تراژيك قضيه را برايت بشكافم . از نظر من مردم و دولت آمريكا خيلي خيلي بزرگ هستند نه براي آنچه داريد و آنچه ساخته ايد بلكه براي آنچه نكرده ايد . شما 64 سال است بمب اتم داريد تنها يكبار از آن استفاده كرده ايد آن هم در جنگ جهاني دوم . لابد از ذوق ساختن چنين سلاحي بوده من كه كاملاً درك مي كنم . بطور مثال در ويتنام شكست را پذيرا شديد ، آنهمه كشته داديد ، حيثیتتان لكه دار شد اما از بمب اتم استفاده نكرديد . در كره شمالي هم 54 هزار كشته داديد باز هم از بمب اتم استفاده نكرديد . در سومالي ، عراق و جاهاي ديگر هم . اما فكر مي كنيد اين قوم جائر دستشان به بمب اتم برسد چه مي كنند ؟ بگذاريد من برايتان بگويم دنيا را به آتش مي كشند . كافي ست بدانيد كه اينها به بچه 15 ساله كه هموطن و همدينشان بوده بعلت اينكه مثلاً لباس سبز پوشيده يا الله اكبر گفته چه ها كه نكرده اند حالا ببينيد با شما ها چه مي كنند . تازه ته جرم اثبات نشده ما فريب خوردن از شما و رسانه ها و يا مثلاً فيلسوفانتان بوده است . آخر کاش فقط مشکل اینها با تو و کشورت بود ببین تندرو ترین رئیس جمهور شما سه کشور را محور شرارت نامید الان تبدیل شده است به نقطه شرارت که ما هستیم . حالا اینها بخواهند محور شرارتشان را نام ببرند سه چهار ساعت طول می کشد . از ۲۰۰ کشور دنیا شاید ده تایشان جان سالم بدر ببرند . همین کره شمالی و جمهوری اسلامی چین و کومروستان و از این دست کشورها دیگر ...
جناب آقاي باراك اوباما ، دوست عزيز من به شما علاقه مندم اما ديديد كه من اصلا" نگران خودم و يا ملتم نيستم بلكه نگران شما و مردم ديگر كشورهاي متمدن و غير متمدن دنيا هستم . دوست ندارم حالا كه بعد از 300 سال يك رئيس جمهور سياه پوست سكان رهبري را در آمريكا بر عهده گرفته اينگونه بند را به آب بدهد. مي دانيد اينجا هر كس فشارها رويش زياد مي شود ، كم مي آورد ، دلش خوش است كه آمريكايي هست ، اروپايي هست كه بشود به آنجا رفت يك نفسي كشيد . ما مي گوييم راه ِ در رو ! اما اگر اين قبيله دستشان به بمب اتم برسد ديگر وا ويلاست .
ماه رمضان سال ۸۱ بود كه به اصرار يكي از دوستان ِ همكلاسي براي همكاري وارد دفتر سازمان شدم و گفتگوي مختصري شد و از آن به بعد شدم مرتبط سازمان ... دفتر سازمان و مشاركت يكي بود بعد از مدت كوتاهي هم عضو شاخه جوانان مشاركت شدم تا امروز
در همه اين ۷ سال هم در سازمان و هم در مشاركت ما منتقد بوديم . ما كه مي گويم همه جوانترها را مي گويم . البته انتقاد ما از جنس انتقاد لاجوردي ها و مشكيني ها نبود . ما منتقد بوديم كه چرا در برابر خواست تماميت خواهان ايستادگي نمي شود . ما منتقد بوديم كه چرا همچنان بايد چسبيده ها و نان به نرخ روز خورها را تحمل كرد . ما منتقد بوديم كه چرا از فرصت ها آن طور كه بايد و شايد استفاده نمي شود . ما منتقد بوديم كه چرا واقعيت ها را بي پرده با مردم درميان نمي گذارند . ما منتقد بوديم كه... و اين انتقاد را چه در شاخه و حوزه و چه در ديدار با بزرگان اصلاح طلب در ميان مي گذاشتيم بارها صدايمان بلند شد كه چرا اين چنين است و چرا چنان نيست ... يكبار نامه نوشتند به همين آقاي نبوي عزيز كه با لبخندش محاكمه را به سخره گرفته است و بعد از ۷۰ روز هنوز مي گويد پشت مهندس موسوي را خالي نمي كند ؛ داشتم مي گفتم كه نامه نوشتند كه ما ديگر نمي توانيم اين دو نفر را مجاب كنيم . در هامش نامه نوشته بود بگوييد بيايند با هم صحبت كنيم . يكبار آقا مصطفي را هم راهي مي كرديم تا خانه شان و تمام راه ايشان مدافع روش آقاي خاتمي بود و من از روش دكتر مصدق در به خيابان آوردن مردم دفاع مي كردم . حالا امروز تاجزاده دارد محاكمه مي شود كه طراحي كرده است مردم بيايند در خيابان !!! بقيه هم همين طور خانم كولايي ، آقاي مزروعي ، شكوري راد ، عبدي ، ... هركس ديگر هم گير مي آورديم همين گله گذاري ها بود .
كار حزبي سخت است . براي ما كه سخت بود . مثل روشنفكر ديني مي ماند . به ديندار جماعت مي رسي مي گويد بي ديني ، التقاطي هستي ، تكفير مي شوي . به روشنفكر سكولار كه ميرسي مي گويند دُ گمي ، مي گويند حتي اسمت متناقض است ! يعني چون ما نيستيم تو همان نمي تواني باشي . املايت را در مي آورند از زمان اقبال و سيدجمال تا به امروز و شروع مي كنند غلط هايش را گرفتن و با پتك مي كوبند بر فرق سرت ! از خودشان سئوال مي كني مي بيني دريغ از نيم خط نوشتار !! حديث ما هم همان است . در اين ۷ سال چقدر بد و بيراه شنيديم و پشتمان لغز خواندند در شماره نمي آيد . حالا ما كه جوجه مشاركتي بوديم و مرتبط سازمان بر ما اين گذشته ببينيد بر بزرگانش چه گذشته است . حاكميت مي گويد برانداز ، مي گويد جاسوس ، مي گويد نفوذي بيگانه ، اينها مي گويند قدرت طلب ، مسامحه كار ، ۱۲ سال است تلفن بنده خدا را شنود مي كنند خط به خط زندگي اش را زير رو كرده اند مدركشان شده است نوشتن حاشيه اي كه اين بيانيه تند است !! با جملات امام هم مي توانستيد همين حرف ها بزنيد . اندك آبرويشان را هم گذاشتند تا از سعيد اعترافي گرفتند عليه حاج آقا هابرماس و كربلايي وبر ! آنقدر بي سوادند اينها !!
۷ سال گذشته است و امروز با افتخار اعلام مي كنم من هم مشاركتي هستم هم سازماني نه تنها كليه بيانيه هاي اين دو حزب را با طيب خاطر مي پذيرم و خود را در مسئوليتش شريك مي دانم بلكه هنوز هم منتقدم كه بايد بيشتر و پيشتر رسوا مي كردند اين دستگاه زر و زور و تزوير را . اصلاً اگر پيشتر گفته بودند و مردم را به صحنه فرا مي خواندند مطمئناً كار به اينجا ها نمي كشيد .
۷ سال گذشته است و امروز بيش از ديروز معتقدم كه اگر راهي براي رسيدن به ايراني آباد و آزاد وجود داشته باشد آن راه دموكراسي بي قيد و شرط است و آن نيز ميسر نمي شود مگر با وجود احزاب قوي ، مگر با وجود تشكل هاي غير دولتي تاثير گذار ، مگر با سنديكاها و اصناف فراگير و حقيقي . اين نهادهاي هستند كه قدرت را پاسخگو مي كنند وگرنه مي شود هميني كه هست ! هر چقدر هم كه مقدس باشد هر چقدر هم كه با نيت خير باشد آخرش مي شود كهريزك ! آخرش مي شود جهنم !
آخرين اردوي شاخه جوانان مشاركت - اصفهان
پ.ن ۱ - هر سال تابستون كنگره بود . نشستهاي ساليانه بود . اردو بود . پارسال زنگ ميزديم ببينيم كي مياد همدان ، كي مياد مازندران ، كي مياد اصفهان ، براي جلسه تهران كيا برن ؟ اما امسال بايد زنگ بزنيم ببينيم شهاب رو آزاد كرده اند يا نه ؟ سعيد كجاست ؟ حمزه در اوين در چه حال است ؟ خدا عوضتون بده ! تابستان ۸۷ كجا و جهنم ۸۸ كجا !
پ.ن ۲ - در اين وبلاگ از عكس استفاده نمي كردم . منتهي حيفم آمد لبخند حمزه غالبي را نبينيد و البته بطري آب خنكش را !! لوگوي حزب را هم گذاشته ام كنار صفحه وبلاگ . نه آقاي دادستان ما بيد هستيم اما مجنون آزادي و عدالتيم با تشر و تهديد و اشك آور و شكنجه جا خالي نمي كنيم .
خورشيد را گرفته به زنجير بسته اند
اما تو هيچ گاه نپرسيده اي كه :
- مَرد !
خورشيد را چگونه به زنجير مي كشند ؟
گاهي چنان درين شب ِ تب كرده ي عبوس
پاي زمان به قير فرو مي رود كه مَرد
انديشه مي كند :
- شب را گذار نيست !
اما به چشم هاي تو اي چشمه ي اميد
شب پايـــــدار نيست !
ه.ا.سايه
- به ياد سعيد حجاريان و مصطفي تاجزاده دو خورشيد به زنجير در آمده .
فكر مي كردند تقلب مي كنند بعد هم حداكثر وسعت اعتراضات همانند ۱۸ تير خواهد بود مي ريزند و دانشگاه رو به خاك و خون مي كشند و بعد هم يك راهپيمايي و همه چيز تمام مي شود . دنيا هم خود را آماده كرده بود تا اين ديكتاتور كوچك را به عنوان نماينده ملت ايران به رسميت بشناسد . نظر سنجي برگزار كرده بودند كه مردم ما دموكراسي نمي خواهند ، مردم ما بمب اتم ميخواهند و نتيجه گرفتند اين جريان نماينده حقيقي مردم ايران است . نامه نوشته بودند كه به مذاكره بنشينند اما همه آنها يك چيز را در محاسباتشان لحاظ نكرده بودند و آن شعور مردم ايران بود .
فكرش را هم نمي كردند عليرغم اين همه خشونت و جنايتي كه مرتكب شده اند مردم تا اين اندازه پايداري كنند . اعتراضات هم طيف وسيعي از مردم و نخبگان را در برگرفت و هم براي مدت طولاني دوام آورده بطوريكه در حال حاضر نيز اگر موقعيت ايجاب كند حضور مردم ميليوني خواهد بود . مير حسين موسوي به عنوان رهبر جنبش تاكنون قدمي از مواضع اصولي خود عقب نگذاشته و آقايان كروبي و خاتمي با حمايت خود حاكميت را در شرايطي دشوار قرار داده اند.
بنيادگراهاي اسلامي در بدترين شرايط ممكن قرار گرفته اند . شرايط منطقه اي آنها و متحدانشان بشدت متزلزل شده است . حزب الله در انتخابات پارلمان لبنان شكست سختي را پذيرا شده است . حماس نيز با بسته شدن گذرگاه رفح و كانالهاي انتقال اسلحه از مرز مصر بعد از جنگ اخير با اسرائيل به شدت تضعيف گرديده است . سوريه نيز با ترميم روابط خود با غرب پرداخته و هم اكنون در حال عادي سازي روابط خود با امريكاست . سوري ها حتي از جريان بازداشت تبعه فرانسوي در ايران به نحو احسن بهره برداري نموده و با پادرمياني در اين مورد امتياز ديگري را در كارنامه خود ثبت كردند. متحدان فرا منطقه اي ايران كه در ۴ سال گذشته همواره از كمك هاي اقتصادي ايران سود مي جستند نيز ايران را تنها گذارده و در حال مذاكره با آمريكا هستند . هگو چاوز در ونزوئلا و رائول كاسترو در حال بهبود بخشيدن به روابط خود با ايالات متحده هستند . در حقيقت با كنار رفتن نئو محافظه كاران آمريكايي سياست هاي خارجي اوباما تا اينجاي كار بسيار موفق بوده است . اما اوضاع در مورد ايران كاملاً متفاوت است . پخش تصاوير اعتراضات گسترده مردمي و برخوردهاي خشن حاكميت با معترضين و خبرهاي منتشره پيرامون جنايت هايي كه مرتكب شده اند افكار عمومي را در سر تا سر دنيا تحت تاثير قرار داده است ، حضور پر رنگ ايراني هاي خارج از كشور در اعتراضات و اعلام همبستگي تعداد زيادي از هنرمندان ، روشنفكران ، ورزشكاران و ساير گروههاي اجتماعي خارجي موجب شده تا دولتهايشان نيز در برخورد با شرايط امروز ايران محتاط تر باشند. نمونه اين احتياط را مي توان در نهيب روزنامه روسي ايزوستيا به سران اين كشور پس از سردادن شعار مرگ بر روسيه و مرگ بر چين در نماز جمعه به خوبي مشاهده كرد . تمام اين موارد در شرايطي اتفاق مي افتند كه پرونده هسته اي ايران هنوز بسته نشده است . خبر شكنجه متهمان ، بازداشت اعضاي سفارت انگلستان و اتباع ساير كشورها نيز به تيره شدن هر چه بيشتر روابط با كشور هاي دنيا انجاميده است .
در داخل كشور نيز عوامل كودتا اوضاع چندان مناسبي ندارند. مراجع به عنوان نهادي تاثير گذار نه تنها از ارسال پيام تبريك به رئيس دولت كودتا خودداري نمودند بلكه مراجعي چون صانعي ، بيات زنجاني ، شبيري زنجاني ، موسوي اردبيلي ، طاهري خرم آبادي و دستغيب شيرازي بارها بارها به موضع گيري علني بر عليه جنايتهاي صورت گرفته پرداخته اند . اين شرايط به حدي بر ايادي دولت گران آمده است كه نويسندگان سايت دجال نيوز (رجا ) و روزنامه هاي كودتا چيان هچون ايران و جوان به صراحت به مراجع محترم تقليد انتقاد كردند كه چرا به كودتاچيان تبريك نگفته اند؟!! احساس خلاء در اين زمينه و فشار روحي موجود بر طرفداران تماميت خواه تا جايي پيش رفت كه اقدام به انتشار جعلي پيام تبريك آيت اله مكارم شيرازي نمودند كه با واكنش سخت ايشان روبه رو شد . به نظر مي رسد مراجع محترم تقليد و آيات عظام بخوبي بر عواقب مستولي شدن طيف مصباح بعنوان طرفدار طالبانيسم اسلامي واقف هستند.
ميزان خشونت ها و جنايت هاي صورت گرفته به حدي بوده است كه بسياري از چهره هاي مطرح جناح راست نيز بعنوان تنها متحد بنيادگرايان نيز از آنها تبري جسته و لب به انتقاد گشوده اند . در حقيقت راست سنتي سعي دارد حساب خود را از راديكاليسم اسلامي جدا نمايد . انتقادهاي چهره هاي مطرح اين جريان كه سعي دارند فاصله خود را از دوطرف درگير حفظ كنند سبب اتخاذ سياست يكي به نعل و يكي به ميخ از سوي آنها شده است . هجمه گسترده به احزاب اصلاح طلب و اپوزيسيون داخلي و ايستادگي احزاب در برابر زياده خواهي كودتاچيان موجب همگرايي اپوزيسيون داخلي و خارجي گرديده است . ادبيات اصلاح طلبان نيز تا حد زيادي تند تر گرديده است . تا جايي كه نمايندگان ادوار مجلس خواستار بررسي صلاحيت رهبر در مجلس خبرگان شده اند . اين درخواست كه از سوي چند حزب و شخصيت ديگر نيز تكرار شده است در تاريخ جمهوري اسلامي بي سابقه بوده است . شرايط مذكور به ايجاد جبهه اي گسترده در برابر تماميت خواهان منجر شده كه تمامي ايرانيان با هر نوع گرايش فكري و سياسي را در بر مي گيرد.
اوضاع اقتصادي كشور نيز چندان مناسب نيست . حيف و ميل دارايي هاي ملي طي ۴ سال گذشته ، دادن وعده هاي غير ممكن در ايام انتخابات و افزايش بيش از حد دستمزد كاركنان دولت و بازنشستگان در كنار كاهش در امد هاي نفتي نسبت به سال گذشته كسري بودجه شديد دولت را به همراه خواهد داشت . آثار بحران اقتصادي دنيا رفته رفته خود را در ايران نمايان مي كند . حوادث بعد از انتخابات نيز به فرار هر چه بيشتر سرمايه و نخبگان منجر شده و سرمايه گذاران را با ترديدي عميق روبه رو نموده است . از طرفي ضعف مديريتي شديد دولت مانع از برنامه ريزي صحيح براي مهار بحران ها خواهد بود و نتيجه آنكه دولت دهم روزهاي بسيار سختي را در پيش رو خواهد داشت كه با شعار و نمودار رفع نخواهند شد .
احساسات مردم به شدت جريحه دار شده و سوء ظن شديدي نسبت به نهادهاي امنيتي و قضايي بوجود آمده است . بطوريكه قاطبه ملت در خوشبينانه ترين حالات اين نهادها رو بي طرف نمي دانند . افشاگريهاي شجاعانه مهدي كروبي و پخش فيلم ها و عكس هاي حوادث اخير ابهامات زيادي را در رابطه با چگونگي عملكرد اين نيروها بوجود آورده است .... { به علت محافظه كاري سانسور شد } عدم مجازات مسببین خشم بیشتر مردم را بدنبال داشته است . بطوریکه شعارها و خواسته های مردم تغییرات اساسی نموده است و از... { به علت محافظه كاري سانسور شد }
با آنكه مردم به خواست خود در اين انتخابات نرسيده و هزينه بسيار سنگيني پرداختند ولي با در نظر گرفتن تمام آنچه گفته شده شد غاصبان راي مردم برنده اين بازي نبوده و روزهاي سختي را در پي خواهند داشت.
پ.ن : با توجه به فتواي آيت اله صانعي از نوشتن در مورد كيفر خواست چهارم به مانند بيدادگاههاي قبلي معذورم . هرچند خواندش ۵ نخ سيگار طول كشيد .
جالب ترين ها براي من :
۱ - كروبي اولين سند خود را افشاء كرد. +
۲- پيش بيني من در ۱۶ تير درست از آب در آمد : نماينده دادستان خواستار انحلال سازمان و مشاركت شد . ++
۳- مكه اوين +++ بيداد و استاد ++++ به نام علي به راه معاويه +++++
۴- دکتر ملکی خطاب به ماموران اطلاعات:متشکرم که مرا به زندان میبرید، اگر در رختخواب میمردم عذاب وجدان داشتم ++++++
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|