تبليغاتX
تا رهایی
 
 

نماز گزاردم و قتل ِ عام شدم
                                                            که رافضي‌ام دانستند.

نماز گزاردم و قتل ِ عام شدم
                                                            که قِرمَطي‌ام دانستند.


 آن‌گاه قرار نهادند که ما و برادران ِمان يک‌ديگر را بکشيم و اين

کوتاه‌ترين طريق ِ وصول ِ به بهشت بود!

-  حاج آقا عمامه سیاهشو رو سرش جابجا کرد . شال سبز انداخته بود و با دو تا انگشتاش نماد  "Victori" رو به مردم نشون ميداد و لبخند پاسخ مي گرفت ! سعي مي كرد يادش بياد آخرين بار كي جوونها از ته دل به اون لبخند زدن يه سال ، دوسال ، ده سال ، بيست سال ...

- سی سال بود که او تصمیم می گرفت مردم چه وقت چه شعاری بدن . گاهي قبل از نماز به او مي گفتند كه چه ها و عليه كه ها شعار بده اما اينبار متفاوت از هميشه بود . اينرو به راحتي ميتونست از چهره آدمها و طرز لباس پوشيدنشون بفمه . زير لب غر غر كرد آخه اينجا نماز جمعه است آدم هاي عادي تو كوچه و خيابون كه نبايد بلند شن بيان اينجا !! وزير شعار وقتي جواب اولين الله اكبرش رو گرفت دلش قرص شد و با اعتماد بيشتر گفت لااله الا اله ! اما مردم بازم گفتن الله اكبر و این الله اکبر ادامه پیدا کرد تا اینبار گفت : مرگ بر امريكا ! مردم گفتن مرگ بر روسيه! اون گفت مرگ بر اسرائيل ! و مردم با خروش بيشتري گفتن مرگ بر روسيه! اون گفت مرگ بر انگليس ولي اين بار مردم فرياد كشيدن مرگ بر چين ! تا نشون بدن اگه وزير خارجه بي غيرتي دارن كه نمي تونه از حقوق مسلموناي چيني دفاع كنه مردم قصد كوتاه اومدن سر كوچكترين مسئله اي رو ندارن . وزير شعار فهميد كه بايد فيصله اش بده و با خودش گفت خدا رو شكر اينها هر ۳۰ سال ميان نماز !

- بلند گو ها صحبت هاي تقوي رو پخش مي كردن اما اون حرف دل مردم رو نميزد صداي اون صداي مردم نبود براي همين صداي مردم در انقلاب طنين انداز شد كه : " نداي ما ندا بود... بلند ترين صدا بود " انگار همه ندا رو ميديدن كه اون هم يك گوشه ايستاده و داره تماشا مي كنه مثل همون روز ... تقوي ميتونه بره سياست گذاري كنه تا ائمه جمعه هر هفته راجع به دعواي اسرائيل - فلسطين حرف بزنن اما اينجا نه تو اين دقايق شريف نه ! پس جمعيت حرفي رو كه مدتهاست سر دلش بود فرياد كشيد : " نه غزه نه لبنان ... جانم فداي ايران " ...

- جمعيت هر لحظه بيشتر مي شد بايد تصميمشو ميگرفت اينا اگه بخوان اينجا نماز بخونن و مردم از خيابوناي اطراف بهشون بپيوندن ديگه نميشه كنترلشون كرد و راهپيمايي مي كنن حتماً بازم ميخوان برن آزادي. احمقها ! نبايد ميذاشت اگه اينبار بازم هلي كوپتره فيلمي كه مي گیره مثله اون سري باشه حسابي توبيخش ميكردن . بي سيم اونو ميخواست حين صحبت با رُز سرخي كه رو برف پاك كن ماشين گذاشته بودن بازي مي كرد ... صحبتش كه تموم شد چهره اش از عصبانيت سرخ شده بود رُز رو زمين پرت شد ... صداي جمعيت بلند بود " هاشمي ، هاشمي ، سكوت كني خائني ! " شروع كرد به دستور دادن . پخششون كنين هر جور كه شده !  بزنيدشون ! بريزينشون تو فرعي ها ! اشك آور ! اشك آور ... رز سرخ حالا زير پوتين ها پر پر شده بود ...

- وسط جمعيت داشت حركت مي كرد . سرفه پشت سرفه ... نتونسته بودن نماز بخونن به جاي اون گاز اشك و آور باتوم خورده بودن. يه مرتبه هم همه شد . كروبي باغيرت حمايت حمايت ! با خودش گفت پشت كروبي راحت ميتونيم برگرديم ! به همراه تعداد زيادي بدو عرض خيابون رو طي كردن. آره خودش بود كروبي از ماشين پياده شده بود و داشت براي مردم كه حالا چند صد نفري مي شدن ، دست تكون ميداد. خودشو رسوند بالاي نرده هاي حائل كه بپره اون سمت. چند متر بيشتر با كروبي فاصله نداشت . يه مرتبه احساس كرد تو ابراست . دور تا دورش پر بود از اشك آورهايي كه در حال دود كردن بودن صداي نعره باتوم بدستها رو كه شنيد بخودش اومد و شروع بدويدن كرد ... تو دلش گفت مهدي ننجونت هم ديگه نميتونه به دادت برسه ...

 - كلافه بود ، احساس خفگي مي كرد . عرق پيشيونيش رو با دستمال پاك كرد . در همين حين يه پير زن راهشو سد كرد. پسرم اين ها هم مثل پدر و مادر خودتن ! مثل خواهر و بردار خودتن . تو رو خدا آروم تر بزنشون ... اشك تو چشماش جمع شد . خواست بگه به من هم دستور دادن . خودشون نبايد بيان ! من مامورم و معذور اما پيرزن رفته بود انگار هيچ وقت نبوده ... دستش مي لرزيد ، عرق پيشونيش رو با دستمال پاك كرد ...

- داشتن مثل لشگر شكست خورده به سمت چهارراه حركت ميكردن . اكثرشون چشماشون قرمز شده بود و به شدت سرفه ميكردن . دوباره يه سيگار گذاشت رو لبش و روشنش كرد . سر چهارراه يه مادر بچه ۴- ۵ ساله اي رو كه داشت گريه ميكرد بغل كرده بود و جيغ مي كشيد . دود سيگار رو به چشم بچه دميد . بچه آب ميخواست جواني گفت نه خانوم بهش آب نده بدتر ميشه! زير لب زمزمه كرد خدا عوضتون بده ... نه صبر كن خدا ! صبر كن ! كمه دو برابرشو بهشون بده ! خونش بجوش اومد . فرياد زد : يا حسين ! تعدادي جواب دادن : مير حسين . دوباره فرياد زد : يا حسين ! جمعيت اينبار يك صدا شدن : مير حسين ! ... نصراله من الله و فتح قريب ... جمعيت جواب داد ننگ بر اين دولت مردم فريب ... يه زن جوون به سمتش اومد ماسك روي صورتشو برداشت و گفت بيا بزن شعار مي دي شناسائي ات ميكنن ! لبخند زد و گفت : يه ملت رو كه نمي شه شناسايي كرد ! اين بار فرياد كشيد : توپ ، تانك ، ب... ، ديگر اثر ندارد ... به مادرم بگوييد ديگر پسر ندارد ...  و مردم يك صدا خروشيدن :" توپ ، تانك ، ب... ، ديگر اثر ندارد ... به مادرم بگوييد ديگر پسر ندارد  " ... يكي از ميون جمعيت فرياد كشيد : برگرديم اين نماز مال ماست ...

- به هر طرف كه نگاه مي كرد داداش کوچیکش ، محمد ، رو مي ديد . فرياد زد محمد ! محمد! برو خونه اينجا چي كار مي كني ؟ مامان چشم براهته ! اما نه ، خبري از محمد نبود . چهار هفته است كسي از محمد خبر نداره . آخرين بار با دوستاش رفته بود بيرون ... گفته بود كاري به شلوغي ها نداره دوستاش  آخرين بار جلوي دانشگاه تهران اونو ديده بودن . همه جا سر زده بودن كلانتري ها ، پزشكي قانوني ، بيمارستانها ،... اما خبري از محمد نبود . تو چهارراه ولي عصر جمعيت خروشان شعار ميدادن : نيروي انتظامي حمايت حمايت ... بازم محمد با يه مچ بند سبز جلوي جمعيت در حركت بود . تو اين گرماي ۴۰ درجه بدنش يخ كرده بود ... نه نمي تونست . نفسش به شماره افتاده بود ! ... گلوله اشك آور تو محوطه خالي جلوي تئاتر شهر فرود اومد . سرش رو بلند كرد محمد با لبهاي خندان بهش چشمك زد ...

- در حالي كه پياپي سرفه ميكرد خودشو بگوشه اي رسوند نمي تونست بايسته ولو شد رو زمين . سيگاري روشن كرد كه يه مرد مسن بهش نزديك شد و گفت : آقا سيگار داري ؟ سيگار و فندك رو به مرد داد . مرد نفسش براي روشن كردن سيگار كافي نبود . سيگار رو براش روشن كرد و دستش داد كه متوجه دستاش شد . چقدر مي لرزيد . دستاي مرد و تو دستاش فشار داد .  مرد گفت ۲۵ سال آقا! بعد از ۲۵ سال اين اولين نخه ! دمش رو بيرون داد و ادامه داد :حاج خانوم بفهمه كاري كه اينا نتونستن بكنن رو اون تموم مي كنه ... خواست بخنده اما قفسه سينه اش تير كشيد و باز هم سرفه هاي خشك ...

- نزديك ايستگاه مترو ِ نواب داشتن يه چيز خنك ميخوردن ... يه مرد جوون كه همراه زنش بود با ديدن مچ بند سبز گفت مواظب باشيد ما كه بد كتك خورديم ! ... جواب داد قبول باشه !

پ.ن ۱ : هميشه فكر ميكردم اين اسرائيلي ها هستند كه با گاز اشك آور و باتوم مانع از نمازخوندن فلسطيني ها ميشن اما نه اشتباه مي كردم ! همه جا همين طوره غاصب از نماز ميترسه . چه اون كسي كه سرزمين يك ملت رو غصب كرده باشه چه اون كسي كه راي يك ملت رو ...

 پ. ۲ : هي تو ! تو كه دستاتو دور گردنم حلقه كرده بودي و فشار مي دادي و به تموم عزيزانم ناسزا گفتي . نماز جمعه تموم شد اما كار منو تو نه ! از كناره ها برو ... خيلي مواظب باش ! من كه زورم به تو و صاحبت نميرسه اما ... ان ربّك لباالمرصاد ...

پ.۳ : تدفین یک شهید دیگر جنبش سبز ایرانیان: شهید محمد کامرانی / نامه یک شهروند ارمنی :ارمنستان عزای عمومی اعلام می شود ایران  نه ! / عماد افروغ : نگران تسری سلب اعتماد از حاکمان به حاکمیت و اصل انقلاب هستم  /  شرکت نوام چامسکی و خوزه کازونوا از روشنفکران بین المللی در تحصن نیویورک / دست مریزاد آقای ضرغامی : نماز جمعه هم سانسور شد / فراخوان سه سازمان بین‌المللی حقوق بشر سوم مرداد روز همبستگی جهانیان با جنبش سبز / دیدگاههای عبدالکریم سروش، عطاءالله مهاجرانی، مسعود بهنود و فرخ نگهدار در مورد آینده جنبش سبز /

  نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 18:36  توسط علی  | 

۱- " اين انتخابات آغازي جديد براي ايران و جهان است. بسياري از همکاران و رؤساي جمهور کشورهاي جهان در تماس تلفني براي تبريک به من دو نکته را يادآور شدند؛ اول اينکه ترازي از دموکراسي که ملت ايران به نمايش گذاشت بي نظير و الگويي براي همه دنياست و ديگر اين که تأکيد مي‌کردند انتخابات ملت ايران منشأ تحولات بزرگ در منطقه و جهان خواهد شد... انتخابات 22 خرداد نماد اقتدار ايران است و اقتدار کشورمان را براي حضور و اثرگذاري در مناسبات جهاني چند برابر کرد. انتخابات 22 خرداد فرصتي ايجاد کرد که ملت ايران با دست بالاتر در مديريت و مناسبات جهاني شرکت کند. برخي ممکن است فکر کنند که ما نبايد به مسائل جهاني کاري داشته باشيم و ابتدا بايد ايران را بسازيم اما ساختن ايران و حضور مؤثر در عرصه هاي جهاني لازم و ملزوم هم هستند و تفکيک ناپذيرند."

                                                          دروغگو سه شنبه ۱۶/۴ /۸۸

۲- كشورهايي كه به رئيس منتصب جمهوري اسلامي ايران تبريك گفتند عبارتند از:رئيس جمهور خلق چين/ رئيس جمهور سودان/ رئيس جمهور سوريه/ پادشاه عمان/ رئيس جمهور ارمنستان / رئيس جمهور تاجيكستان / امير قطر / جمهوري آذربايجان/ وزير امور خارجه روسيه/ رئيس جمهور سري لانكا / امير كويت/ رئيس جمهور يمن/ رئيس جمهور لبنان/ نخست وزير بحرين/رئيس جمهور قزاقستان/رئيس جمهور عراق /رئيس جمهور تركمنستان/نخست وزير تركيه/ رئيس جمهور اكوادر/ رئيس جمهور افغانستان/ رئيس جمهور پاكستان/ رئيس جمهور ونزوئلا/نخست وزير كنيا / نخست وزير هند/رئيس جمهور تونس/نخست وزير مالزي/ رهبر شماره 2 كره شمالي/رئيس جمهور نيكاراگوئه/ رئيس جمهور كومور( جزایر قمر ) /نخست وزير كامبوج/ رئيس جمهور سنگال/ رئيس جمهور كوبا / رئيس جمهور بلاروس / رهبر ليبي / رئيس جمهور الجزاير

                                                     پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري اسلامي ايران

يكم ) به غير از كشور هند كه كشوري دموكراتيك بوده و كشورهاي تركيه ، روسيه و لبنان كه داراي دموكراسي هاي نيم بند هستند ساير كشورهاي فوق يا فاقد هرگونه دموكراسي بوده يا انتخابات در آنها بصورت صوري و گاهي حتي با يك كانديدا برگزار مي شود. پس تعجبي ندارد كه اين تقلب بزرگ را تبريك گفته و البته خواستار فراگيري روش هاي برگزاري اينگونه انتخاباتي در كشور خود باشند تا هم خود را متكي به آراي مردم نشان دهند و هم حكومت مادام العمر خود را استمرار بخشند.

دوم ) از ۵۵ كشور عضو سازمان كنفرانس اسلامي تنها ۲۳ كشور حاضر شدند به رئيس جمهور منتصب تبريك بگويند كه براي كشوري كه داعيه ام القرايي جهان اسلام را دارد مايه شرمساري است .

سوم ) از ۱۹۲ كشور عضو سازمان ملل  ۱۵۷ كشور از فرستادن پيام تبريك براي دروغگو سرباز زدند و تنها ۳۵ كشور در مدت يكماه مبادرت به صدور پيام تبريك كردند كافي ست بدانيم در فاصله 72 ساعت پس از پیروزی حامد کرزی در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، سران 147 کشور دنیا برای وی پیام تبریک فرستادند . با اين مقايسه ميتوانيم بخوبي منظور رئيس دولت نهم را از جمله :" ...انتخابات 22 خرداد نماد اقتدار ايران است و اقتدار کشورمان را براي حضور و اثرگذاري در مناسبات جهاني چند برابر کرد. ... بخوبي دريابيم .

چهارم ) كشورهاي دماغه سبز ، مالاوي ، نپال ، كنگو ، ماداگاسكار ، مونته نگرو ، يونان ،  واتيكان ، غنا ، استراليا ، گامبیا ، توگو ، بنگلادش ، ژاپن ، بوسني و هرزه گوين ، روماني ، تانزانيا ، نيجر و افريقاي مركزي كشورهايي هستند كه رئيس دولت نهم در ۶ ماه گذشته براي آنها پيام تبريك فرستاده اما آنها نيز از تبريك گفتن به وي امتناع كرده اند. همان طور كه مشخص است اكثر اين كشورها از قاره آفريقا بوده و به زعم آقايان جزو كشورهاي غربي هم محسوب نمي شوند.

پ.ن 1 - اولين كشوري كه اين تقلب بزرگ رو به دروغگو تبريك گفت جناب آقاي ديكتاتور چاوز بود كه ساعت ۹:۵۹ دقيقه صبح روز شنبه ۲۳ خرداد پيام تبريكشون رو به ايران مخابره كردند درحاليكه هنوز شمارش به پايان نرسيده و شمارش ۲۵ درصد كل آرا باقي مانده بود . خوب فقط ما كه هاله نور نداريم همه ديكتاتورهاي دنيا اهل معجزه هستند. اما دومين كشور ، كشور مسلمان و برادر جمهوري اسلامي چين بود .

پ.ن۲- بچه اي از دست پدري كه قصد تنبيه اونو داشت فرار كرد و وارد مسجد شد پدر مستاصل دم در مسجد ايستاد و گفت : پسر بيا بیرون ! آخر عمري پاي ما رو به همچين جاهايي باز نكن !!! آره عزيز اینه حديث نماز جمعه رفتن ما اونهم به امامت اكبر هاشمي رفسنجاني ! اين جنبش سبز با ما چه ها كه نكرد! الهي العفو

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 18:36  توسط علی  | 

بازرگان به گفته هاي دادستان ، در پاسخ به دفاعيات متهمين و وكلاي مدافع پرداخت و افزود :

"... گفتند كلمه نهضت آزادي ايران ، جرم است ، اين عقيده دستگاه مقابل ماست كه با هر نهضت و جمعيت و هر آزادي مخالف است ...

گفتند مقام سلطنت و سلطان ، مثل اولوهيت و الله است ، گفتيم ما طرفدار سلطنت مشروطه هستيم و با هرگونه غلوي مخالفيم ، سلطنت را مقامي بشري و در طول ساير مقامات كشور مي شناسيم ولي براي اين مقام ، طبق قانون اساسي حدود و حقوقي مي شناسيم كه مشمول همان قرارداد هاي اجتماعي است..."

بازرگان در بیانی کوتاه و مختصر عواقب حکومت استبدادی سلطنتی ، سركوب اپوزيسيون و نيروهاي مردمي و نيز خاموش كردن صدا و فرياد مخالفان را در دادگاه هاي فرمايشي گوشزد كرد . وي با صراحت به شاه هشدار داد كه تجاوز به حقوق و آزادي هاي مردم ، لزوماً فشار و سركوب مضاعفي را طلب خواهد كرد و اين روند با مقاومت بيشتر مردم روبه رو خواهد شد و سرانجام به مبارزه مسلحانه منتهي خواهد گرديد :

"  اگر ما ، و نهضت آزادي ايران را كه يگانه جمعيتي است كه صريحاً گفته و مي گويد طرفدار قانون اساسي و سلطنت مشروطه است ، احياناً ، ظاهراً محكوم كنيد و اسمش را از بين ببريد ؛ اگر جمعيت هاي طبيعي واقعي كه از ملت سرچشمه گرفته باشد ، بعد از اين درست شود ، چه زميني و چه زير زمين ، و دادگاههاي ديگري نظير اين دادگاه تشكيل شود ، آن جمعيت و آن دادگاه طرفدار رژيم سلطنت نخواهد بود.

ما آخرين سنگر دفاع از سلطنت مشروطه و قانون اساسي هستيم . بعد از اين اگر دادگاهي تشكيل شود ، با جمعيتي سرو كار خواهد داشت كه واقعاً مخالف اين رژيم است ..."

هشت ماه بعد . (يك بهمن ۱۳۴۳) پيش بيني بازرگان اين مدافع بزرگ آزادي تحقق يافت ؛ حسنعلي منصور نخست وزير منتخب شاه ترور شد . ۲۱ بهمن ۱۳۴۴ ، يكي از سربازان گارد سلطنتي ، محمد رضا شاه را در داخل كاخ شاهي به گلوله بست . در بهمن ۱۳۴۹ نخستين نبرد مسلحانه چريك هاي فدائي خلق و به دنبال آن عمليات چريكي مجاهدين خلق ايران شروع شد و تا سقوط رژيم پهلوي ادامه يافت.

                                                شصت سال خدمت و مقاومت ج۱- صص ۵۵۸-۵۶۱

پ.ن ۱ـ پنج هزار نفر از سبزاندیشان ایرانی برای آزادی فرزندان در بندشان دعا می کنند . برای اطلاعات بیشتر به پایگاه اطلاع رسانی  نوروز مراجعه فرمائید.

پ.ن ۲ـ "... تمام حرف ما، یاران رئیس جمهوری میرحسین موسوی، اعتراض در سکوت و شکست حلقه دروغین دولتیان غاصب و دزدان رای ملت و دروغ گویان آمار دولت است..." این هم بیانیه ستاد ۸۸ که گویا تا بقیه موسسین رو هم نفرستن تو دست بردار نیستن . خدا عاقبت آدمای ترسویی مثل منو بخیر کنه !

پ. ن ۳ـ " ... محمدم، امیدم... اگه دیگه جسماً آزد نیستی بخاطر آرمان و عقایدیه که بهشون پایبندی و من از این راه دور با اینکه اصلاً نمی دونم کجایی، رنجورتر و لاغرتر از همیشه با چشمای گریون اما با امید و خیلی محکم چشم براهتم همسر " این هم نامه همسر محمدرضا یزدان پناه از موسسین ستاد ۸۸ و عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت که به اسارت در اومده به همسر در بندش.

پ.ن ۴ ـ " ... مردم از مسوولان دولت جمهورى اسلامى نيز انتظار دارند در اين مورد سكوت نكنند و موضع قوى مناسبى بگيرند و برادران و خواهران مسلمان خود را تنها نگذارند..." متن کامل بیانیه آیت اله مکارم شیرازی رو هم در اینجا بخوانید .

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 16:41  توسط علی  | 

در آشوب هاي خياباني شهر «اورومکی» پایتخت استان سین جیانگ ۱۵۶ مسلمان کشته و حدود یک هزار نفر مجروح شدند . مقامات همچنین در کوشش برای جلوگیری از ناآرامی های بیشتر، سرویس های اینترنت و تلفن همراه را در بخش هایی از شهر بسته اند.سخنگوی وزارت امور خارجه چین گفت «نیروهای خارجی» از این سرویس ها برای دامن زدن به خشونت استفاده می کنند. 

نه از ام القراي ممالك اسلامي و وزارت محترم خارجه اش صدايي بلند شده است و نه از بسيجيان غيرتمندش كه داعيه دفاع از اسلام و ارزشها را دارند . همانها که در طول سال تحت عنوان دانشجو جلوي اين سفارت يا آن سفارت تجمع مي كنند و فریاد وا اسلاما سر میدهند ! گويي مبارزه با خس و خاشاك تمام توان اين مدعيان اسلام ناب محمدي را گرفته است و شايد چيني هاي ملحد را بخود نزديكتر ميدانند تا برادران مسلمان در خون فتاده شان ؟ كجايند كساني كه ليست شركت هاي حامي صهيونيست را استخراج ميكردند و خواستار تحريم آنها بودند ؟ بايد ديد خون مسلمان فلسطيني چه تفاوتي با خون مسلمان چيني يا خون مسلمان چچني ميكند كه مدعيان رهبري امت اسلامي در اين موارد اظهار نظري نمي كنند؟ حداقل دلايلش را بگويند شايد ما هم اظهار نظر نكرديم !

پ. ن ۱ : كاردار سفارت چين در انكارا به وزارت امور خارجه تركيه احضار و مراتب شديد اعتراض تركيه به برخورد دولت چين با مسلمانان اين كشور به وي اعلام شد.

پ.ن ۲: گويا اين اينترنت و پيامك دامن هر چه ديكتاتور در دنياست رو گرفته و البته هميشه دست خارجي جماعت در كار است ...

  نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 16:34  توسط علی  | 
- لاريجاني تو تلويزيون خوب صحبت كرد.

- قاليباف گفته با زور نميشه صداي مردم رو خاموش كرد !

- باهنر رو ديدي چي گفت ؟

آره ، آره همه رو ديدم ؛ همه رو شنيدم ؛ ولي شما ها چرا آخه ؟ يعني اينقدر مسئله پيچيده است . بابا اين همون آقاي قاليباف كه بعد از ۱۸ تير  همراه تعدادي فرمانده سپاه به آقاي خاتمي اون نامه رو نوشتن . مگه اين همون لاريجاني نيست كه برنامه هويت رو آنتن مي فرستاد حالا اين آدما منتقد شدن .

ريشه همه اين موضع گيري ها بر ميگرده به انتخابات مجلس چهارم اونجا كه ردصلاحيت ها دامن خيلي ها رو گرفت . آقاي موسوي خوئيني ها بعنوان پدر چپ ها بلند شدند رفتند خدمت آقاي ... و لب به شكوه گشودند كه اينطور شده و اونطور شده و ما اينكارا ميكنيم و اونكارو ميكنيم كه آقاي ... هم در جواب ايشون فرمودند كاري نكنيد ما خودمون يه جناح چپ بسازيم ! و اون خواب امروز داره تعبير ميشه . پروسه حذف اصلاح طلبان پيشرو بعد از مجلش ششم كليد خورد ، بيانيه جامعه روحانيت مبارز در نامشروع خواندن سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و وصيت نامه لاجوردي كه در آن خطر سازمان و فرزند ناخلفش مشاركت رو بيش از منافقين اعلام كرده بود هر از چندي مورد استناد افراطي هاي جناح راست قرار مي گرفت . اما دهمين دوره انتخابات ! رياست جمهوري و حوادث پس از آن اين پروسه رو وارد فاز جديدي كرد. اعلام بررسي مجوز سه حزب تاثير گذار اصلاح طلب در كنار بازداشت تعداد زيادي از اعضاي شوراي مركزي و مرتبطين اين احزاب و اعتراف سازي هاي صورت گرفته و محاكماتي كه پس از اين شاهد آنها خواهيم بود ، همه و همه نشان از تلاش محافظه كاران براي به سرانجام رساندن اين پروسه دارد. به احتمال زياد سازمان و مشاركت غير قانوني اعلام شده و مجمع روحانيون مبارز بهمراه اعتماد ملي بسيار محدود شده از داشتن كانديدا در انتخابات آتي محروم خواهند بود .

در راستاي همين سناريو بوجود آوردن يك طيف منتقد ( از نوع بي خطر ) در داخل جناح محافظه كار جهت پر كردن خلاء اصلاح طلبان اجتناب ناپذير است . از همين روست كه لاريجاني ، قاليباف و باهنر عليرغم خطبه هاي نماز جمعه ۲۹ خرداد به خود اجازه انتقاد از خشونت هاي صورت گرفته و لزوم بررسي خواست مردم مي دهند يكي از شوراي نگهبان انتقاد مي كند و ديگري از رسانه ميلي و حتی حق تجمع اعتراض آمیز رو برای معترضین به رسمیت می شناسند ! چقدر دموكرات ؟ و این رسانه در حالیکه در مورد اعتراض مراجع هر چند ملایم نارسانا عمل میکند سخاوتمندانه به پخش چندین و چندباره سخنان ایشان اقدام می کند !!!

از اين پس رقابت سياسي در داخل نظام ما بين بنيادگرایان طرفدار شیخ مصباح یزیدی و ایادی اش شامل آبادگران و شاخه نظامي آن انصار حزب الله از یک سو و محافظه كاران متشكل از جامعه روحانيت مبارز ، موتلفه بهمراهي طيف بازار و بسياري از چهره هاي منتقد درون اين جناح مثل توكلي ، باهنر ، قاليباف و ... از سوی دیگر خواهد بود . اصلاح طلبها هم برخي تبديل ميشن به گروههايي مانند نهضت آزادي و نيروهاي ملي ـ مذهبي و بعضي راهي خارج شده و به تحليل گران بي بي سي و سايت روز مي پيوندند و عده باقيمانده سعي ميكنند با حمايت از راست سنتي ضمن اعلام برائت از ساير اصلاح طلبان به حفظ موقعيت خود بپردازند.

پ . ن : دوساله روزه نمي گيرم اما براي سلامتي سعيد سه روز روزه نذر كردم .

  نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 12:6  توسط علی  | 
" گودرز : بهترین کارها چیست ؟

سیاوش : آبادانی جهان !

گیو : بهترین نیکی ؟

سیاوش : بخشش به مردمان !

توس : و بهترین تن پوش ؟

سیاوش : راستی !

زنگه : بهترین کارزار ؟

سیاوش : با دروغان !

توس :‌‍[نا آرام] دژ چگونه باید ستاند ؟ با شهربند یا بستن آب بر دژنشینان یا آتش افگندن یا ترفندهای دیگر ؟

سیاوش : اگر مهربانید دژ بر شما بگشایند ؛ و گر ستم خواهيد كرد هيچ دژ به خوني كه پاي آن مي ريزند نيارزد ! "

                                                  سياوش خواني ـ بهرام بيضايي / صفحه ۵۲

پ . ن ۱ : آقاي .... باور كنيد نمي ارزه .

پ . ن ۲ : بازشماري آرا يا بازنويسي آرا ؟ عكس ها برگه هاي راي تا نشده رو به روايت خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي نشان مي دهند : 1 ، 2 ، 3  ؛ نكته جالب توجه وجود يك صندوق از انتخابات شوراي شهر در ميان صندوق هاي انتخابات رياست جمهوري است.لابد اين روز رو ميديدن كه ميگفتن " كشته نداديم كه سازش كنيم صندوق دست خورده شمارش كنيم ! "

  نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 17:19  توسط علی  | 

۱- " می خواهیم که دیگران بسختی توبیخ شوند و حال آنکه به اصلاح شدن خویش بی رغبتیم . دوست داریم که آزادی دیگران را محدود کنیم اما نمی خواهیم که هیچ چیز از خودمان دریغ شود. دیگران را مقید به قوانین می خواهیم  اما خود از هر قیدی سر باز می زنیم . "

                                            تشبه به مسيح ـ توماس آكمپيس / ترجمه: سايه ميثمي

چند روزي است قانون در اين ديار عزيز شده است . از لاريجاني كه در دوران رياستش بر رسانه ميلي زير بار نظارت قانوني نمايندگان مجلس نرفت تا حداد عادل كه در همان مجلس بر كرسي نشست كه به حق متعلق بود به عليرضا رجايي . هزاران هزار راي و صدها صندوق باطل شد تا حقي ناحق شود چه زود فراموش كردند. بي شك از خاصيت دروغ است و صفت دروغگو . ديشب نيز وزير اطلاعات باز بر طبل قانون كوبيد و از خاطرش پاك شده بود روزگاري نه چندان دور كه روزنامه نگاران حتي از دندانهايش نيز آسوده نبودند . آقاي اژه اي ! از گاز گرفتن عيسي سحر خيز تا تاكيد بر قانون راهي ست بس طولاني كه جز با ديدن خيل جمعيت خروشان معترض ميسر نمي شود . اين تازه آغاز است ...

  نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 17:49  توسط علی  | 

خوب شما رو نميدونم ولي من از بعد از انتخابات منتظرش بودم . به بچه ها كه گفته بودم فكر كنم تو مطالب وبلاگ هم بهش اشاره كرده بودم . منتظر اينكه چند نفر رو بيارن بشونن جلوي دوربين و اونها كه هر گز تحت شكنجه هاي روحي و جسمي نبودن ، در كمال صحت و سلامت و با آرامش خيال به سبك برنامه هويت و ... از دست ها ي پشت پرده اغتشاشات سخن ميگن . بعد كارشناسا در مورد چگونگي رخ دادن انقلابات مخملي صحبت ميكنن . يه سري تصاوير هم در مورد اين انقلابات در اكراين و گرجستان پخش ميكنن و نقش سفير امريكا در اين انقلابات ، يه سري هم تصاوير داخلي با مچ بند سبز و احتمالاً قيافه هايي كه براي حفظ آبرو شطرنجي شده . بعد هم شروع ميكنن فحش دادن به انگليس و امريكا و موساد وسيا و هرچي سازمان امنيتيه كه بله ! سه ميليون آدم رو گول زدن و اوردن تو خياباون تا به اسلام و انقلاب ضربه بزنن . يه مقدار اگه انحرافات جنسي و مسايل مالي رو هم بهش بچسبونن هيچي كم نداره . اين پروژه با مصاحبه اقاي امير حسين مهدوي از بچه هاي ستاد ۸۸ و عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين كليد خورد . امير حسين مهدوي البته مهره كوچيكيه نه از لحاظ شخصي كه خودش آدم بزرگيه بخاطر همين هست كه گرفتنش و هر كس ديگه هم در اين شرايط بود اعتراف مي كرد به همه چي حتي قتل امام حسين اما منظورم اينه كه زياد شناخته شده و تاثير گذار نيست . محمد رضا خاتمي ، سعيد حجاريان ، تاجزاده ، امين زاده ، بهزاد نبوي ، زيد آبادي ، عليرضا رجايي ، رضا عليجاني و البته با اين سر و صدايي كه بپا كرده محسن مخملباف و چند نفر ديگه به احتمال زياد هدف اصلي تيم كيهان و بازمانده هاي باند سعيد امامي خواهند بود . اما چرا اسم مهندس موسوي رو نياوردم ؟ چون اونها هم خوب ميدونن اين وصله به مير حسين نمي چسبه پس بايد مهندس رو فريب خورده نشون بدن . كسي كه تحت تاثير امار ، اطلاعات و تحليل هاي غلط قرار گرفته و گمراه شده .

پي نوشت : نگران بقيه بچه هام بخصوص سعيد نورمحمدي و شهاب طباطبايي از بچه هاي شاخه جوانان مشاركت و ستاد ۸۸ شهاب رو ميگن اوينه اما كسي از سعيد خبري نداره

  نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 18:49  توسط علی  | 
در هجوم تشنگي ، در سوز خورشيد تموز

پاي در زنجير خاك تفته مي نالد گون :

" روزها را مي كنم پيمانه ، با آمد شدن "

غوك نيزاران لاي و لوش گويد در جواب :

" چند و چند اين تشنگي ؟ خود را رها كن همچو ما

پيش نه گامي و جامي نوش و كوته كن سخن "

بوته ي خشك گون در پاسخش گويد : " خمش !

پاي در زنجير خوشتر تا كه دست اندر لجن ! "

اين روزها خيلي ها رو مي بينم كه با شرايط پيش اومده خدا خدا مي كنن كه امريكا و متحدانش به ايران حمله كنن ! عده خيلي زيادي از همون بچه هايي كه تو ستاد كار ميكردن هم عزم رفتن دارن كانادا ، استراليا ، سوئد ، ايتاليا ... همه جا حرفش هست ... ديشب تو بي بي سي هم همين بحث بود . دهانم باز مونده ؛ خدايا ما به كجا داريم ميريم ؟ از طرفي حيرونم كه چرا بايد زندگي به جووناي يه مملكت تا اين اندازه سخت بشه كه هيچ اميدي براي موندن و ساختن وطنشون نداشته باشن ؟ از طرفي هاج و واجم براي اين همه ساده نگري ، يعني اجنبي مياد و براتون آزادي مياره براتون عدالت مياره براي كي آورده ؟ مگه عراق كنار دستتون نيست ۱ ميليون معلول تو چهارسال ، يعني روزي قريب به 700 نفر . بيش از ۱۰۰ هزار كشته ، ميدونيد يعني چي ... ما شهادت ندا و نداها رو تاب نمياريم چطور واستيم ببينيم هزار هزار از هموطنامونو تو جنگ بكشن ... نه اشتباه نكنيد ، تورو خدا اين حرفا رو نزنيد . اين مملكت مال ماست اگه كسي قرار باشه بره اين چماق بدستا هستن كه بايد برن نه ما . كدوم خارجي دلش براي يكي ديگه سوخته؟  اينا كه هموطنمونن اينطوري ما رو ميزنن اونها با ما چه مي كنن ؟ نه ما نميخوايم از چاله در بيايم و تو چاه بيفتيم . نمي بينيد اينها هم همينو ميخوان تو بوق و كرنا دارن ميكنن كه دست خارجي تو كاره . فارس نيوز رو ببينيد هر روز يه رابط خارجي و يه طراح بيگانه رو با يه سناريوي نخ نما سعي ميكنه وصل كنه به موج سبز ما . مطمئناً برامون برنامه هويت تدارك ديدن مطمئناً برادر حسين شريعتمداري تا حالا دست بكار شده و در حال اعتراف گيري و اعتراف سازيه . موج سبز از انديشه سبز ايراني نشات گرفته بر دل و جان ايراني جاري شده تا ايران و ايراني رو از دروغ و ريا و تزوير نجات بده . موج سبز رو نه اون ديكتاتور زاده رضا پهلوي ميتونه با پيام و اشك تمساحش تصاحب كنه نه هرزه اي چون مريم رجوي همونطوري كه دروغگو هم نتونست . يكي از مهمترين دلايل اومدن موسوي احساس خطري بود كه از جانب سياست هاي ماجراجويانه و بي تدبيري دروغگو متوجه كيان كشور بود و هست .جلوگيري از روندي بود كه به حيثيت ما در عرصه بين المللي آسيب زده و كشور رو در معرض تهاجم خارجي قرار داده . نبايد فريب دروغ هاي صدا سيما رو بخوريم و از ترس خارجي از حقمون و راي مون بگذريم تا دروغ به خواست هاي بي شرمانه خودش دست پيدا كنه و نه نا اميد بشيم و دست به دامان بيگانه ... نهضت سبز ادامه خواهد داشت .

پي نوشت : مطلب ديگه اي نوشته بودم و دنبال يك شعر از استادكدكني ميگشتم كه اتفاقي به اين شعر برخوردم بي خيال شعر اول و مطلب اول شدم و رسيدم به اينجا !

  نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 15:4  توسط علی  | 

كي ميگه خبرهاي صدا و سيما همش دروغه نه بخدا راست راسته ... خودم ديدم اوباش و اراذل با لباس بسيجي پير زن ۷۰ - ۸۰ ساله رو بجرم الله اكبر و يا حسين گفتن چنان زدن كه ديگه از جاش بلند نشد و با اورژانس منتقلش كردن. خودم ديدم وقتي مردمي كه عليه ديكتاتور شعار ميدادن به ساختمانها پناه آوردن اينبار اوباش لباس نيروي انتظامي به تن كردند و تمام شيشه هاي ساختمون رو با باتوم و سنگ شكستن . خودم ديدم چطور جوناي مردمو را تا سر حد مرگ كتك زدن . نه اينها بسيجي نيستن ، اينها مامورين نيروي انتظامي از هر قسمش كه بگي نيستن . مامور نيروي انتظامي يعني مامور برقراري نظم و ارامش يعني ضابط قانون هركسي كه لباس و سبز و سياه به تن بكنه كه مامور قانون نيست هركس و ناكسي ميتونه اين لباسا رو به تن كنه . مگه ميشه مامور قانون تو پياده رو اشك اور بزنه . مگه ميشه به مردم فحش ناموس بده ؟ مگه ميشه مامور نيرو انتظامي شيشه ماشينهاي مردم رو بي جهت بشكنه ؟ بسيجي يعني كسي كه داوطلب شده تا از جان و ناموس مردم مملكتش دفاع كنه ؛ بسيجي سينه شو سپر گلوله هاي دشمن ميكنه تا دخترا و پسراي اين مملكت با خيال راحت و در كمال امنيت زندگي كنن . نه اينها بسيجي نيستن ، كدوم بسيجي به روي مردم رگبار مي بنده ؟ كدوم بسيجي به روي هموطناش چماق مي كشه و با فرياد و سوت سوار بر موتور رعب و ترس ايجاد مي كنه ؟ مگه ميشه باتومشو بر سر و صورت پير و جوون ، زن و مرد فرود بياره ؟ مگه هركي چفيه  بندازه بسيجيه ؟ مگه اوباش و اراذل نميتونن چفيه بخرن ؟ نه بخدا اينها مسلمون هم نيستن ، شيعه علي هم نيستن . مگه اين علي نيست كه ميگه اگه كسي بزور خلخال از پاي زن دراورد فرياد كشيدي و دق كردي مذمتي بر تو نيست ! مگه ميشه حيدر حيدر گفت و راه را بر مردمي كه جز الله اكبر سلاحي ندارند بستو اونها رو ضرب وشتم كرد . علي سيرتش جوون مردي بود ۱۰ نفري اونهم با كابل و باتوم يه جوون ۱۸ ساله بي دفاع رو بجرم سياه پوشيدن و مچ بند سبز داشتن دوره كردنو زدن از شيعه علي برنمياد . اينها حتماً از اونور مرزها اومدن اينها حتماً جيره خوار و مزدورن . اينها حتماً صهيونيستن ، اما نه ! بارها تلويزيون برخورد سربازان اسرائيلي رو با مردم فلسطين نشون داده اين سبعيت و جنايتي كه اين روزها رخ ميده با كار اونها هم قابل مقايسه نيست . اينها حتي انسان هم نيستن اينها هيچي نيستن حتي خس و خاشاك هم نيستن . تلويزيون راست ميگه اينها نيروي انتظامي يا بسيج نيستن نميتونن باشن اينها اوباش و اراذلن ...

  نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 17:33  توسط علی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM