تبليغاتX
تا رهایی
 
 

۱- یادم نیست چند سال داشتم روی پله های چوبی خونه پدر بزرگ نشسته بودم  و در حالیکه همه مشغول کار بودن من به جونورهای مشکی و زردی نگاه میکردم که روی پله می نشستن و بعد پرواز کنان وارد شکاف زیر پله می شدن و من با کنجکاوی زیاد به این فکر میکردم که کجا میرن و برای چی؟ بلاخره تصمیممو گرفتم و دستای کوچیکمو به هر شکلی که بود وارد اون شکاف کردم و سعی کردم اون موجودات رو بگیرم ! که یه مرتبه سوزش شدیدیو احساس کردم و بعد دنیا سیاه شد....

 غوغایی به پا شده بود چادر ها و دستمال ها تو هوا میچرخید.بابا و دایی جاروآتیش زده بودن تا زنبورها رو دور کنن و زنبور های عصبانی هر کسیو که میدیدن بی نصیب نمیذاشتن... غروب شده بود و همه تو ایوون جمع بودن و ماجرا رو با آب تاب برای هم تعریف میکردن و گاه و بیگاه به بی عقلی منو صورت دایی که لپ یه ورش ورم زیادی کرده بود میخندیدن ... بخدا من سه سالم بود...

 2- غزه سواگوار مرگ انسانیت است نه مرگ انسانها

صدای آمریکا 25/10/87 : رییس آژانس کودکان سازمان ملل متحد می گوید در جریان حملات اسراییل در نوار غزه ۳۰۰ کودک کشته شده اند.«ان ونه من» مدیر یونیسف، امروز، چهارشنبه گفت بیش از ۲۵۰۰ کودک نیز مجروح شده اند.

اکونومیست: جنبش حماس از روز 19 دسامبر، که اصرار مصر برای تمدید آتش بس شش ماهه با اسرائیل را نادیده گرفت، تا آغاز حمله اسرائیل در روز 27 دسامبر، حدود سیصد موشک به سوی اسرائیل پرتاب کرد،

فوزی برهوم سخنگوی جنبش حماس :آنها از بازکردن مجاری تجاری و شکست حصر غزه خوداری کردند. آنها حملاتشان علیه غزه را نیز متوقف نکردند. تنها در عرض این شش ماه آتش بس، چهل و شش نفر را در حملات روزانه به غزه کشتند و سی هشت نفر را دستگیر کردند. - به نقل از بی بی سی 9/10/87

غزه ریشخندی است بر تمام آنچه ما تمدنش می نامیم . غزه سندی است بر این حقیقت که تنها ابزارها و اسلحه ها تغییر پیدا کرده اند و اگرنه ماهیت کار همان است که بود و ما هنوز جاهلیت را و سبعیت را با خود از قرنی به قرنی و از هزاره ای به هزاره ای به همراه می آوریم .

آنچه امروز در  غزه میگذرد ترکیبی است از قساوت و سنگدلی دولت و ارتش اسرائیل و بی تفاوتی و سکوت جامعه بین الملل ! اما پیش از هر چیز این فاجعه وامدار بی خردی سران حماس است که بی گدار انگشت در لانه زنبور میکنند.آنان که اقتضائات زندگی در دوران جدید و ابزار احقاق حق را نمی شناسند. همانهایی که قدرت را تنها در اسلحه و گلوله می بیننند و می پندارند تنها راه مبازره کشتن است و کشته شدن وحاصل تمام کارشان بازتولید خشونت است و رادیکالیسم و در این بین برنده آن است که درنده خوتر باشد برنده آن است که کینه توز تر باشد برنده ان است که مسلح تر باشد و بازنده انسانیت ماست .

هم حماس و هم اسرائیل این حقیقت را نادیده میگیرند که با کشتن و زخمی کردن هر فرد تخم کینه میکارند وصلح و امنیت را نه تنها از خود و ملتشان بلکه از نسلهای آتی نیز سلب میکنند.

  نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 17:42  توسط علی  | 

یک روز مسوول فروش ، منشی دفتر و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سفره خانه ای قدم می زدند

ییهو یه چراغ جادو (آلادین) رو زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و غول چراغ ظاهر میشه… غوله میگه: من برا هر کودوم اِز شوما یه آرزو برآورده می کنم

منشی با کله می پره جلو و میگه : « اول من ، اول من ، اول من!… من می خوام که توی کیش باشم ، سوار یه قایق بادبانی شیک ، هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم و یک کارت سوخت روزی ۱۰۲۴ لیتری داشته باشم »… شپرق ! غیب میشه ! منشی رفت واسه کیش ..

 بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: « حالا من ، حالا من! … من می خوام توی خزرشهر کنار ساحل لم بدم ، یه دلاک شخصی و یه منبع بی انتهای آب زرشک داشته باشم و تمام عمرم حال کنم »… شپرق ! غیب میشه ! مسوول فروش هم ناپدید میشه…

بعد غول به مدیر میگه : حالا نوبتی توا … مدیر میگه : « من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن

نتیجه گیری اخلاقی: همیشه اجازه بده اول رئیست صحبت کنه!

پی نوشت: یک هفته است رئیس من گذاشته رفته دیگه به غول چراغ نیازی نیست!

  نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 15:10  توسط علی  | 

4 روزه دارم فکر میکنم بزنم یا نزنم ؟ یعنی هر وقت که به کفشام نگاه میکنم ناخوداگاه میاد تو ذهنم شوخی نمی کنم راستی اگه من جای«منتظر الزيدي» روزنامه نگار عراقي بودم کفشامو پرت میکردم یا نه؟

دیشب یک آن فکر کردم آنتن تو جاکفشی افتاده از بس لنگه کفش نشون میده این "رسانه میلی"! خوب تکلیف راستی ها که مشخصه! فقط "زدن" توش باشه کافیه که تاییدش کنن! تو بوق و کرناش کنن! براش دست بزنن تبدیلش کنن به یه قهرمان ! حالا یه سرویس مدرسه بچه های یهودی هم باشه میشه اتوبوس حامل صهیونیستها !

فارغ از این نگاه خیلی ها هم موضع گیری کردن که ای بابا این کار غلطه ! دور از تمدنه! انتقاد هم راه و روش داره ! و... و هیچکس نمیگه اخه این بغض رو باید چکارش کرد! یه فیلم در حد دو دقیقه رو گوشی یکی دیدم که ۴ تا امریکایی به یه زن عراقی تجاوز کردن ولی کاش فقط بحث لذت جنسی بود تمام عقدهای بشریت رو انگاری باید سر اون بدبخت خالی میکردن بی شرمانه فیلم گرفته بودن و این یکی از هزاران مورد! اینکه بازار ویلچر تو عراق داغه داغه چون یک میلیون عراقی در ظرف ۴ سال معلول شدن و بیش از ۱۰۰ هزار نفر کشته روی دست خانواده هاشون مونده که لابد باید بشینن و نقد بنویسن در جواب این همه فرهنگ و تمدن! باید محترمانه یه مقاله بنویسن و بگن هی بوش تو خیلی بدی! مگه چند نفر یه روزنامه یه سایت یا یه وبلاگ رو میخونن و اهمیت میدن وبرای مقایسه چند نفر واقعیت را از منظر هالیودی اون نگاه میکنن ! اونوقت دختر شرقی میره body of lies رو بازی میکنه که بگه اره حق با شماست ما همینیم که تو میگی و شایدم بدتر از اونیم ! حالا رویترز و یونایتد پرز و AP و بقیه پرزها و نیوزها جای خود! نه نه نه باید کفشها رو پرتاب کرد تا تحقیر کرد این همه پوچی رو این همه اباحیگری را این همه خودبزرگ بینی رو ! من فکر میکنم همه اونهایی که برای آزادی احترام قائلن باید کفشاشونو درآررن تا هیچ جنگ طلبی تا هیچ جنایتکاری تا هیچ دیکتاتوری به خودش این اجازه را نده که با این همه قباحت بیاد و جلوی دوربین ها خودش رو جای قهرمانها جا بزنه وگرنه جلوی کفشهامون سرشکسته میشیم! نه مخاطب کفشها فقط بوش نیست خیلی جاهای دیگه هم هست مشابه وطنی هم داره !

پی نوشت: باید کفش کارامو بپوشم اخه پنجه ش فولادیه!!!!

  نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 11:42  توسط علی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM