با نگاهي گويا
با لباني خاموش :
" قصر ضحاك هنوز آباد است
تو به ويراني اين كاخ بكوش "
1356
حميد مصدق - سالهاي صبوري
پ.ن 1 - هر زمان و هر زمانه اي ضحاك خود را دارد و كاوه خود را ...
به جاي مقدمه - معلم تاريخمان مي گفت : در زمان مرحوم فتحعلي شاه كه سپاه ايران طي دو جنگ از كشور برادر و مسلمان روسيه شكست خورد ( البته با توجه به اينكه قرار است كتاب هاي تاريخ باز نگري شوند پيشنهاد مي شود بجاي روسيه ، آمريكاي جنايتكار يا اسرائيل يا حتي كانادا و آلمان و ... جايگزين شود .) كتابي نگاشته شد به نام " فتح نامه " در شرح قهرماني ها و پيروزي هاي سپاه قاجار نوشته شد تا تاريخ به جاي آن دو قرار داد تركمن چاي و گلستان چاي !!! اين پيروزي ها را ثبت نمايد تا همه بدانند چگونه شاه قاجار يك تنه كل روسيه را فتح نمود و بعد هم براي اينكه دل تزار نشكند قفقاز را به آنان واگذار كرد .
۱- رئيس جمهور نهم به بعد در سفر پنجم خود به نيويورك نه تنها توانست آمريكا را فتح نمايد بلكه شيوه مديريت دنيا را هم عوض كند . دنياي ليبرال فرو پاشيده و مردم دنيا مي خواهند براي بيعت با ولي فقيه به كشور ما تشريف بياورند . منتهي من يك نگراني از اين بابت دارم كه توالت هاي عمومي در كشور ما به مقدار لازم وجود ندارد كه لااقل اين بندگان خدا يك مقدار وجدانشان راحت باشد . بنابراين پيشنهاد مي كنم كميته اي ويژه در هيات دولت تشكيل بشود تا نهضت توالت ساختن را نيز در كشور راه اندازي نمايند. به نظر مي رسد همه وزرا با توجه به تخصصي كه در اين كار دارند در اين كميته عضو شوند . حالا حتي اگر اهالي بلاد فرنگ هم نخواهند بيايند به ام القرا جهان اسلام ، در خود كشور نيز براي چهار؟؟ سال آينده با توجه به نوع مديريت آقايان و البته يك خانم موجود چنين نهضتي بسيار لازم و ضروري مي باشد . انتخاب يك شعار بطور نمونه " ايران را سراسر دستشويي كنيم " براي چنين نهضتي لازم به نظر مي رسد . از بينندگان صدا و سيماي ميلي درخواست مي شود شعارهاي پيشنهادي را به صورت پيامك به شماره ۲۴۰۰۰۰۰۰ اس ام اس نمايند .
۲- با توجه به اينكه جناب آقاي معمر قذافي رئيس جمهور ارزشي ، مادام العمر و شتر سوار كشور جهان اولي ليبي ثابت كردند چيزي از يك استكبار ستيز واقعي كم ندارند پيشنهاد مي شود از ايشان بعنوان معاون اول رئيس جمهور يا مشاور رهبري استفاده فرمايند .
۳- با توجه به عدم حضور هيات لبنان در زمان سخنراني ا.ن در مجمع سازمان ملل پيشنهاد مي شود مردم اين كشور را بجز طرفداران حزب الله به كهريزك منتقل فرمايند .
۴- با توجه به اينكه با از بين رفتن امپرياليسم و صهيونيسم ديگر كسي نمي ماند كه مشكل بيكاري ، اعتياد ، فحشا ، فساد اداري ، تجاوز در زندانها ، كمبود قند و شكر و گوجه فرنگي و... ، سقوط شب شبه هواپيماها ، تورم و ... را بر گردنش بيندازيم و ضمناً جلوگيري از محروم شدن آقاي ... از استفاده از لفظ دشمن بطور متوالي در سخنراني ها و خطبه هايشان استدعا مي شود يك كشور از دنيا را در اختيار دشمنان قرار داده تا از بروز مشكلات حاد در دنيا جلوگيري شود . با توجه به اينكه متقاضيان پذيرش چنين كشوري حتماً كم نخواهند بود مي توانيم از همه پرسي زير نظر آقاي جنتي استفاده نمائيم .
تبصره - بعلت هجوم مردم براي گرفتن ويزا اين كشور خوش شانس سفر به آن تا اطلاع ثانوي بجز براي آقا زاده ها و آن يكي كه خودش براي خودش آقايي شده ممنوع مي باشد .
۵- با توجه به اينكه سفرهاي استاني به كليه استانها و ايالات دنيا براي يك نفر امكان پذير نيست از محققان پژوهشگاه رويان درخواست مي شود نسبت به شبيه سازي ا.ن اقدام عاجل بعمل آورند .
۶- از سردار رادان و حجت الاسلام طائب درخواست مي شود براي ايجاد بازداشتگاههاي استاندارد و داراي تهويه در سراسر دنيا با ظرفيت ۶ ميليارد نفر اقدام نمايند .
۷- با توجه به حكم شرعي رجحان قطار به هواپيما و اتوبوس و جلوگيري از سقوط همه هواپيماهاي دنيا ، تمام فرودگاهها و اتوبانهاي دنيا تعطيل و بجاي آن از قطار دودي استفاده گردد.
من نميدانم چرا خدا آدم ها را اينطور خلق كرده است . دو سال تمام هر روز صبح قبل از اينكه كار را شروع كنم مي رفتم درايو اف و از آنجا فولدر موسيقي و بعد شجر را پيدا مي كردم و داخل شجر دستان را و بعد هم پلي ... صدايش كه بلند مي شد من هم با صداي گرفته اول صبح بناي هم نوايي را مي گذاشتم و نيشم تا بنا گوش باز كه گروه اساتيد ... نمي داني اين آهنگ چهارگاه سر صبحي چه نشاطي به آدم مي دهد . حالا علي الخصوص كه آدم مربوطه از آن تنبل ها باشد كه از خواب ِ تا لنگه ظهر ، هيچ چيز را بيشتر دوست ندارد ...
اما دو روز است ورق برگشته است . چكاد ديگر همان چهارگاه هميشگي نيست نه چكاد ، دختر ژوليده هم همانطور است . بيشتر از آنكه سرحال و قبراق بشوم دمق مي شوم . انگار مويه است كه دارد فرود مي آيد همه جا الا به چهارگاه احتمالاً كهريزك يا طبقه ۴- وزارت كشور ... مي داني اصلاً خوشم نمي آيد تا كسي تمام مي كند همه دست به قلم مي شوند " كه اي واي فلاني چندين و چند هنر داشت و سرآمد همه بود ، غير از هنر ، انسانيتش را كه نگو و بعد هم دوست و دشمن بيايند و خاطره نقل كنند ... " الان هم كه دارم مي نويسم اصلاً بحث تو نيست . تو رفتي و اگر سئوال و جوابي باشد يكي از همين دهها كاري را كه ساخته اي و تا سالها مردم به آن گوش مي دهند كافي ست تا در اعلي عليين جاي داشته باشي . كنار دست صبا ، عبادي ، برومند ، دوامي ، قمر ... اصلاً جايگاه هنرمند در عرش است . اصلاً من فكر مي كنم صبح به صبح در بهشت هم چهارگاه پخش مي كنند و گرنه كسي از خواب خوش مستي بلند نخواهد شد !
مي داني دلم براي خودم و بقيه مي سوزد كه مانده ايم با اين وامانده ها ! با اين عمله متحجر ! تو رفته اي و بي بي سي بايد بگويد تو كه بودي و برايت گزارش تهيه كنند . خب معلوم است ديگر وقتي آن مجيزه گو آغاسي را از شاملو و اخوان گرامي تر بدانند همين مي شود ديگر . اين ها رويشان نمي شود وگرنه فردا روزي حافظ را هم تكفير مي كردند . مگر نگفتند انديشه هاي مولانا خطرناك است ؟ حاج سعيد حداديان هست ديگر چه نيازي به مشكاتيان چه نيازي به پايور چه نيازي به شجريان ، شاعر به چه كارمان مي آيد ... آن ياوه گو منصور عرضي هست صداي سگ در بياورد مردم را بگرياند آخر سر هم براي خوش آمد اربابانش ، آزاد مردان اين مملكت را نفرين كند ...
وقتي كيهان كلهر را در فرودگاه بازداشت مي كنند . وقتي در روزنامه متعلق به رهبر استاد شجريان را با ساسي مانكن مقايسه مي كنند و البته ساسي مانكن را بالاتر مي نشانند خب ديگر اين خاك جاي ماندن نيست . وقتي ترويج موسيقي را حرام مي دانند و وزير علوم را مورد عتاب قرار مي دهند كه چرا در دانشگاهها موسيقي آموزش داده مي شود ؟ خب ديگر از آن قلم به مزد چه انتظاري مي توان داشت ؟ بايد رفت ما هم كه مانده ايم كسي از ما سئوالي نكرده كه اصلاً مي خواهي بماني يا خير ؟ در ضمن ما مانده ايم تا وطن را دوباره وطن كنيم ...
پ. ن 1- عنوان مطلب مصرعي است از غزل حافظ كه در تصنيف شيدايي ازكاست آستان جانان ، سنتور مرحوم مشكاتيان استاد شجريان را همراهي مي كند .
پ.ن ۲ - تفاوت جمهوري ! اسلامي ؟ با شيوه تيمور لنگ را در هيس با چهارتا آي بي دليل را از دست نديد خيلي جالبه.
راستش نگران بودم ، نگران از بابت اينكه با اين همه خشونتي كه عُمال ظلم جور در اين چند ماه بر مردم روا داشته بودند مردم را بترساند ، مردم را خانه نشين كند ، فريادها را در گلو خفه كند . اما نه اشتباه مي كردم ؛ روز قدس همان شد كه بايد مي بود با همان حضور ميليوني سبزها . روز مبارزه با استكبار ، روز مبارزه با زورگويان كل عالم ، روز مبارزه با شكنجه و تجاوز .
تظاهرات روز قدس يك پيام براي حاكم جائر داشت كه اگر گوش شنوايي داشت بايد آن را مي شنيد : مردم ايران با علم به اينكه آمدن به خيابان ممكن است به كشته و زخمي شدنشان بيانجامد ، با اينكه مي دانستند هر آن امكان اسير شدن و شكنجه و تجاوز و ... هست بازهم به خيابانها آمده بودند . يعني همه اينها را بجان مي خريم اما زير بار حرف زور نمي رويم . " يعني اينكه شكنجه تجاوز ديگر اثر ندارد ." سالها پيش جمله اي از بنجامين فرانكلين خوانده بودم بدين مضمون : كسي كه حفظ جان را مقدم بر آزادي بداند ، لياقت آزادي را ندارد . جمعه روزي بود كه با اطمينان بگويم ملت ما لياقت آزادي را دارد و حاضر است بهاي گزاف آن را بپردازد . و اين شجاعت مختص به مردان و جوانان نبود جمعه بازهم پير و جوان ، مرد و زن و خردسال در كنار هم عليه ظلم و ستم بپا خواستند و ديكتاتور و حاميانش بايد بدانند كه حال كه مردم مي خواهند و براي تغيير سرنوشتشان بپا خواسته اند خدا نيز آنها را همراهي خواهد كرد اين سنت تاريخ است .
جمعه يك ويژگي ديگر هم داشت و آن حركت ساير شهر ها بود تبريز، اصفهان ، شيراز ، رشت ... اين يعني بعد از سه ماه دامنه اعتراضات دارد گسترده تر مي شود .
حرف آخر را جمعه مردم زدند : " ديكتاتور! اين آخرين پيام است ، ملت سبز ايران آماده قيام است . "
پ.ن 1- عنوان مطلب با تغيير شستم به شستيم مصرعي ست از شعر معروف شاعر آزادي فرخي يزدي
پ.ن 2 - آقا مجتبي ، شيطون ! خيلي تو دل مردم جا داريها ، رو نكرده بودي ناقلا !!! يه زنگ به عـُـدي .ص بزن راه و رسم محبوبيت بيشتر را ازايشون جويا شو!
پ.ن 3 - يه شعار جمعه منو كشته بود : " ما اهل كوفه نيستيم پول بگيريم بايستيم " .
پ.ن 4 - هميشه تلويزيون نگاه مي كرديم دلمون مي سوخت براي مردم فلسطين ببينيد كار به كجا كشيده كه مردم شعار مي دادن " غزه بيا حمايت ايران شده جنايت " يعني بعد از اينكه افغاني ها از جنبش سبز ما حمايت كردن حالا بايد مردم غزه هم از مون حمايت كنن .
از قديم گفته اند چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است . حالا اگر اين مسجد ، مسجدالاقصي هم باشد حتما ً توفيري نمي كند و گرنه قديمي ها شعورشان مي رسيد كه برايش استثناء بياورند .
حالا ما در يك كشور زندگي مي كنيم كه مي آيند در روز روشن مردم را ميزنند و مي درند و بعد هم مي برند به آنها تجاوز مي كنند آنگاه مدرك و سند هم طلب مي كنند . مدرك و سند ارائه مي شود مي گويند كافي نيست لطفاً چيز طرفين رو هم ضميمه كنيد . خب حالا خدا خيرتان بدهد اينجا كه از فلسطين اوضاعش بدتر نباشد حتمي بهتر نيست . انصافاً شما بگوييد درست است ما برويم تو خيابون به غاصبين صهيونيست فحش بدهيم . از نظر من اگر ملاك دين جد ماست كه بايد گفت درست كه نيست حرام هم هست . نه آقا از الان بگويم ما كه داريم مي رويم روز قدس خورده حسابي داريم با صهيونيستهاي شيعه كه صهيونيست يهود بايد بيايد علي الحساب جلويش لنگ بيندازد ، ما داريم مي آئيم تا آن خورده حساب را تصفيه كنيم . دلم براي موج سبز تنگ شده است . دارم لحظه شماري مي كنم . مي دانم فردا روز ديدار است ديدار با تمام دوستاني كه با ما در يك راه قدم بر ميدارند . فردا را نبايد از دست داد اينرا ما بدهكاريم . به سهرابها بدهكاريم ، به ندا ها بدهكاريم . به شهاب به مصطفي به سعيد به عبدالله به همه كساني كه در راه آزادي دربندند به همه كساني كه در راه عدالت جان دادند . پس بايد رفت ...
بپرهيز كه خود را در بزرگي همانند خداوند پنداري ، و در شكوه خداوندي همانند او داني ، زيرا خداوند هر سركشي را خوار مي سازد ، و هر خود پسندي را بي ارزش مي كند . كسي كه به بندگان خدا ستم روا دارد خدا بجاي بندگانش دشمن او خواهد بود ، و آنرا كه خدا دشمن شود ، دليل او را نپذيرد ، كه با خدا سر جنگ دارد تا آنگاه كه بازگردد يا توبه كند ، كه هيچ چيز چون ستكاري نعمت خدا را دگرگون نمي كند و كيفر اورا نزديك نمي سازد كه خدا دعاي ستمديدگان را مي شنود و در كمين ستمكاران است ...
از خونريزي بپرهيز و از خون ناحق پروا كن كه هيچ چيز همانند خون ناحق كيفر الهي را نزديك نمي كند و مجازات را بزرگ نمي كند و زوال حكومت ها را نزديك نمي گرداند و روز قيامت خدا پیش از رسيدگي به اعمال بندگان نسبت به خون هاي ناحق ريخته شده داوري خواهد كرد . پس با ريختن خوني حرام حكومت خود را تقويت مكن زيرا خون ناحق پايه هاي حكومت را سست مي كند و بنياد آنرا بركنده و به ديگري منتقل مي سازد و تو نه در نزد من و نه در پيشگاه خداوند بهانه اي براي خون ناحق نخواهي داشت چرا كه كفر آن قصاص است و از آن گريزي نيست ...
نامه علی به مالک اشتر نخعی
شیعه علی آن نیست که در خفا دستور شکنجه و کشتار انسانها را صادر کند و نسبت به تظلم خواهی آنان سکوت کند . حق را زیر پا گذاشته و به استهزاء خلق بنشیند و در روز برای فریب مردم جاهل روضه ی علی بخواند و از سر ریا اشک بریزد .
جناب آقاي حسين باراك اوباما رئيس جمهور محترم ايالات متحده
سلام .
در خبرها آمده بود شما براي بار دوم به سران جمهوري اسلامي ايران نامه نوشته ايد و پيشنهاد مذاكره داده ايد . اين پيشنهاد در اين شرايط مرا شگفت زده و البته خشمگين كرد . عصبانيت و بهت من نه از اين بابت است كه در شرايطي كه ما درحال مبارزه عليه كودتاچيان در ايران هستيم وجوانان اين مرز و بوم به خاك و خون كشيده مي شوند و يا در زندانها به آنها تجاوز مي شود انتظار داشته باشم تا شما بخاطر ملت ايران از منافع ملي خود بگذريد، نه چنين نيست . تا اين اندازه هم ساده لوح نيستم . اصلاً غرور ملي ما اين اجازه را نمي دهد كه به غير از خود به كسي متكي باشيم . تا اين اندازه هم به خود و مردم كشورم ايمان دارم كه هر رژيمي هر چقدر ستمكار و جبار باشد بقول مهندس موسوي يا به سمت مردم بر ميگردند يا مردم آنها را بر مي گردانند. تاريخ گواه من است . ما همان مردمي هستيم كه مغول را از اسب به زير آورد شمشير را از دستش گرفت و قرآن بدستش داد ، تا آمد بخودش بجنبد ديد دارد مسجد مي سازد و كاروانسرا ... اين ديكتاتورهاي تازه به دوران رسيده كه عددي نيستند در برابر عظمت مردم ايران زمين .
اما ناراحتي من از چه بابت است ؟
جناب آقاي اوباما ، وقتي شما سرگرم فعاليت هاي انتخاباتي بوديد من و دوستانم اميدوار بوديم برنده اين كارزار شما باشيد . حتي به شوخي قصد داشتيم بياييم و براي شما فعاليت هم بكنيم چون اميد داشتيم با جايگزين شدن يك دموكرات به جاي يك نئو محافظه كار ، مديريت بزرگترين كشور دنيا از دست ماجراجويان و جنگ سالاران بيرون بيايد . چون گفتمان تغيير شما ما را نيز مجذوب خود كرده بود. همانكاري كه خودمان چند ماه بعد سعي در انجام آن داشتيم . حذف يك جنگ سالار احمق ديگر در اين سوي دنيا ، در كشوري سابقاً بزرگ .
اوباماي عزيز تاسف من از بابت شما و مشاورانتان است . من و دوستانم فكر مي كرديم شما و تيم تان به اندازه اي كه براي اداره كشور آمريكا لازم است عاقل باشيد اما امروز مي بينم كه سخت در اشتباه بوديم . آخر شما بنا به چه منطقي مي خواهيد با جمهوري اسلامي مذاكره كنيد ؟ مگر نه آنكه نمايندگاني از جانب شما قرار است با نمايندگاني از طرف هر كه فكر مي كنيد در ايران دست بالاست مي نشينند و بر سر مسائلي تفاهم مي كنند و بعد مفاد آن عهدنامه براي طرفين لازم الاجراست ؟ خوب شما مي خواهيد با چه كسي مذاكره كنيد ؟ عزيز من اينجا كه آمريكا يا ساير ممالك متمدنه نيست . ما اينجا يك نفر را مي فرستيم با شما مذاكره كند فردا مي آوريم در دادگاه محاكمه اش مي كنيم اسمش را مي گذاريم جاسوس !! نمونه مي خواهيد همان آقاي موسويان ، رايزن پرونده هسته اي طي سال هاي اخير ، از سالهاي دور مي خواهيد آقاي نبوي در قرارداد الجزاير ! بازهم مي خواهيد همين آقاي امين زاده كه بيش از 70 روز است در زندان است تا بگويد نفوذي شماست !! اگر مشاورانتان زير گوشتان خوانده اند كه رهبر در ايران همه كاره است و بايد با نماينده مستقيم ايشان مذاكره كرد پر بي راه نگفته اند . اما همه حقيقت را هم نگفته اند . آخر همين شيخ حسن روحاني نماينده ايشان بود در شوراي عالي امنيت ملي چقدر متعهد بودند به حرف هايشان . مگر نه آنكه متهم شد به گرفتن گردو و فروختن الماس . اين را رئيس جمهوري كه از لحاظ فكري به رهبر نزديك است گفت و پدر معنويشان هم مخالفتي نكردند . ديگر از رئيس جمهور بالاتر را كه براي مذاكره نمي فرستند اينجا فردا روزي رئيس جمهورش را هم به جرم اختلال و براندازي محاكمه مي كنند بعد فكر مي كنيد به عهدنامه و مقاوله نامه و هر چيز ديگري كه آن تيره بخت امضاء كرده وقعي مي نهند؟ زهي خيال باطل !
اما همه حرف من كه اين نبود . حالا گيرم با يك بدبختي نشسته ايد و قول و قراري هم گذاشتيد لابد انتظار داريد به آن عمل هم بشود ؟ ببينيد مي گويم مرا نا اميد كرديد بخاطر همين مسائل است ديگر . اين كه ديگر بررسي تاريخ 3000 ساله نمي خواهد كه بگوييد ما نداشته ايم پس نمي فهميم . كافي بود به مشاورنتان مي گقتيد فيلم هاي مناظره ها را برايتان بگذارند آنگاه يك نگاه به سايت بانك مركزي ما مي انداختيد . اين سران كشور ما در دروغ و دروغ گويي يد طولايي دارند . البته در همه جاي دنيا سياستمداران هر از چند گاهي دروغ مي گويند اما دروغي كه مردم سال ها بعد مي فهمند چه بوده است و هر وقت هم كه فهميدند آن سياستمدار بايد گود سياست را ببوسد و مهر بد نامي بر پيشاني اش را بپذيرد تازه اگر شانس بياورد محاكمه اش نكنند. نمونه اش سلف دموكرات خودتان . اما اينجا فرقش اين است كه سردمداران رژيم جز دروغ چيزي نمي گويند . آنهم دروغ هايي كه هر بچه اي مي فهمد اما با قباحت تمام انگشت اتهام بسوي اين و آن مي گيرند .محاكمه كه نمي شوند هيچ بقيه را هم به مذبخ مي كشانند . حالا شما مي خواهيد به حرف اينها اعتماد كنيد ؛ به قولشان ، به پيمانشان .
حسين آقا !! نكته اي ديگر كه بايد خدمتتان عرض كنم اين است كه اين مملكت صاحب ندارد . يك زمان هاي دوري مي گفتند صاحبش شاهنشاه است . بعد كه شاه مرد هر كي تو هر كي شده است . جسارت نباشد دور از مملكت شما ! اينجا سران مملكت مي گويند ملت ولي نعمت ما هستند . ما خدمتگزار ملتيم . اما از طرفي ولايت ملت هم برگردن ايشان است يعني ملت نمي تواند خودش راه خودش را پيدا كند حتماً يك ولي و وقيم مي خواهد . يا مثلاً چون ملت اشتباه نكند ۱۲ نفر كه دروغگوييشان بر همه ثابت شده باشد را مي گذارند تا مردم به انتخاب ايشان راي بدهند . اگر مردم به كشور شما فحش بدهند مي شوند ملت فهيم و هميشه در صحنه اگر به كشور مسلمان و برادر چين يا روسيه فحش بدهند مي شوند آلت دست استعمار و غربزده و ... در قانون اساسي ما هم همين طور است كه عرض كردم خدا ملت را بر سرنوشت خود حاكم كرده است اما بازهم اين ملت سرنوشتش را خودش نمي تواند رقم بزند . اما اين همه درد نيست فكر كنيد طرف مذاكره قبول مي كند كه بدنبال بمب اتم نيست فردا صبح اعلام مي شود مشتي جوان ِ مستقل ِ متعهد در ايران ، فعل ما مي توانيم را صرف كرده اند و بمب اتم ساخته اند. زمينه اش را هم قبلاً مهيا كرده اند يك دختر 13 ساله به مدد گوشكوب و آبميوه گيري و خرت پرتهاي برادرش در خانه غني سازي را شروع كرده است . باور نمي كنيد سندش سخنراني هاي اين ديكتاتور . حالا شما مي خواهيد يقه كي را بگيريد. اينجا كسي زير بار مسووليت نيروهاي مستقل و متعهد و دلسوز و انقلابي و به اصطلاح مردمي نمي رود . اينها كه احتمالاً لباس شخصي هم به تن دارند در اين كشور همه كار مي توانند بكنند كسي هم جلو دارشان نيست . تازه اگر ساخت بمب اتم را برگردان نفوذي هاي دشمن نيندازند . اينجا ما حتي بازداشتگاههاي غير رسميمان را هم نمي توانيم از دشمن پاك سازي كنيم ميآيند مي زنند تجاوز مي كنند مي درند بعد هم مي گويند نفوذي دشمن بوده است .حالا همين نفوذي هاي دشمن اگر گير بيفتند جرمشان مي شود دزديدن ريش تراش !!!
اوباما جان ! تا اينجاي كار اتفاق ناگواري نيفتاده است . حالا بگذار قسمت تراژيك قضيه را برايت بشكافم . از نظر من مردم و دولت آمريكا خيلي خيلي بزرگ هستند نه براي آنچه داريد و آنچه ساخته ايد بلكه براي آنچه نكرده ايد . شما 64 سال است بمب اتم داريد تنها يكبار از آن استفاده كرده ايد آن هم در جنگ جهاني دوم . لابد از ذوق ساختن چنين سلاحي بوده من كه كاملاً درك مي كنم . بطور مثال در ويتنام شكست را پذيرا شديد ، آنهمه كشته داديد ، حيثیتتان لكه دار شد اما از بمب اتم استفاده نكرديد . در كره شمالي هم 54 هزار كشته داديد باز هم از بمب اتم استفاده نكرديد . در سومالي ، عراق و جاهاي ديگر هم . اما فكر مي كنيد اين قوم جائر دستشان به بمب اتم برسد چه مي كنند ؟ بگذاريد من برايتان بگويم دنيا را به آتش مي كشند . كافي ست بدانيد كه اينها به بچه 15 ساله كه هموطن و همدينشان بوده بعلت اينكه مثلاً لباس سبز پوشيده يا الله اكبر گفته چه ها كه نكرده اند حالا ببينيد با شما ها چه مي كنند . تازه ته جرم اثبات نشده ما فريب خوردن از شما و رسانه ها و يا مثلاً فيلسوفانتان بوده است . آخر کاش فقط مشکل اینها با تو و کشورت بود ببین تندرو ترین رئیس جمهور شما سه کشور را محور شرارت نامید الان تبدیل شده است به نقطه شرارت که ما هستیم . حالا اینها بخواهند محور شرارتشان را نام ببرند سه چهار ساعت طول می کشد . از ۲۰۰ کشور دنیا شاید ده تایشان جان سالم بدر ببرند . همین کره شمالی و جمهوری اسلامی چین و کومروستان و از این دست کشورها دیگر ...
جناب آقاي باراك اوباما ، دوست عزيز من به شما علاقه مندم اما ديديد كه من اصلا" نگران خودم و يا ملتم نيستم بلكه نگران شما و مردم ديگر كشورهاي متمدن و غير متمدن دنيا هستم . دوست ندارم حالا كه بعد از 300 سال يك رئيس جمهور سياه پوست سكان رهبري را در آمريكا بر عهده گرفته اينگونه بند را به آب بدهد. مي دانيد اينجا هر كس فشارها رويش زياد مي شود ، كم مي آورد ، دلش خوش است كه آمريكايي هست ، اروپايي هست كه بشود به آنجا رفت يك نفسي كشيد . ما مي گوييم راه ِ در رو ! اما اگر اين قبيله دستشان به بمب اتم برسد ديگر وا ويلاست .
ماه رمضان سال ۸۱ بود كه به اصرار يكي از دوستان ِ همكلاسي براي همكاري وارد دفتر سازمان شدم و گفتگوي مختصري شد و از آن به بعد شدم مرتبط سازمان ... دفتر سازمان و مشاركت يكي بود بعد از مدت كوتاهي هم عضو شاخه جوانان مشاركت شدم تا امروز
در همه اين ۷ سال هم در سازمان و هم در مشاركت ما منتقد بوديم . ما كه مي گويم همه جوانترها را مي گويم . البته انتقاد ما از جنس انتقاد لاجوردي ها و مشكيني ها نبود . ما منتقد بوديم كه چرا در برابر خواست تماميت خواهان ايستادگي نمي شود . ما منتقد بوديم كه چرا همچنان بايد چسبيده ها و نان به نرخ روز خورها را تحمل كرد . ما منتقد بوديم كه چرا از فرصت ها آن طور كه بايد و شايد استفاده نمي شود . ما منتقد بوديم كه چرا واقعيت ها را بي پرده با مردم درميان نمي گذارند . ما منتقد بوديم كه... و اين انتقاد را چه در شاخه و حوزه و چه در ديدار با بزرگان اصلاح طلب در ميان مي گذاشتيم بارها صدايمان بلند شد كه چرا اين چنين است و چرا چنان نيست ... يكبار نامه نوشتند به همين آقاي نبوي عزيز كه با لبخندش محاكمه را به سخره گرفته است و بعد از ۷۰ روز هنوز مي گويد پشت مهندس موسوي را خالي نمي كند ؛ داشتم مي گفتم كه نامه نوشتند كه ما ديگر نمي توانيم اين دو نفر را مجاب كنيم . در هامش نامه نوشته بود بگوييد بيايند با هم صحبت كنيم . يكبار آقا مصطفي را هم راهي مي كرديم تا خانه شان و تمام راه ايشان مدافع روش آقاي خاتمي بود و من از روش دكتر مصدق در به خيابان آوردن مردم دفاع مي كردم . حالا امروز تاجزاده دارد محاكمه مي شود كه طراحي كرده است مردم بيايند در خيابان !!! بقيه هم همين طور خانم كولايي ، آقاي مزروعي ، شكوري راد ، عبدي ، ... هركس ديگر هم گير مي آورديم همين گله گذاري ها بود .
كار حزبي سخت است . براي ما كه سخت بود . مثل روشنفكر ديني مي ماند . به ديندار جماعت مي رسي مي گويد بي ديني ، التقاطي هستي ، تكفير مي شوي . به روشنفكر سكولار كه ميرسي مي گويند دُ گمي ، مي گويند حتي اسمت متناقض است ! يعني چون ما نيستيم تو همان نمي تواني باشي . املايت را در مي آورند از زمان اقبال و سيدجمال تا به امروز و شروع مي كنند غلط هايش را گرفتن و با پتك مي كوبند بر فرق سرت ! از خودشان سئوال مي كني مي بيني دريغ از نيم خط نوشتار !! حديث ما هم همان است . در اين ۷ سال چقدر بد و بيراه شنيديم و پشتمان لغز خواندند در شماره نمي آيد . حالا ما كه جوجه مشاركتي بوديم و مرتبط سازمان بر ما اين گذشته ببينيد بر بزرگانش چه گذشته است . حاكميت مي گويد برانداز ، مي گويد جاسوس ، مي گويد نفوذي بيگانه ، اينها مي گويند قدرت طلب ، مسامحه كار ، ۱۲ سال است تلفن بنده خدا را شنود مي كنند خط به خط زندگي اش را زير رو كرده اند مدركشان شده است نوشتن حاشيه اي كه اين بيانيه تند است !! با جملات امام هم مي توانستيد همين حرف ها بزنيد . اندك آبرويشان را هم گذاشتند تا از سعيد اعترافي گرفتند عليه حاج آقا هابرماس و كربلايي وبر ! آنقدر بي سوادند اينها !!
۷ سال گذشته است و امروز با افتخار اعلام مي كنم من هم مشاركتي هستم هم سازماني نه تنها كليه بيانيه هاي اين دو حزب را با طيب خاطر مي پذيرم و خود را در مسئوليتش شريك مي دانم بلكه هنوز هم منتقدم كه بايد بيشتر و پيشتر رسوا مي كردند اين دستگاه زر و زور و تزوير را . اصلاً اگر پيشتر گفته بودند و مردم را به صحنه فرا مي خواندند مطمئناً كار به اينجا ها نمي كشيد .
۷ سال گذشته است و امروز بيش از ديروز معتقدم كه اگر راهي براي رسيدن به ايراني آباد و آزاد وجود داشته باشد آن راه دموكراسي بي قيد و شرط است و آن نيز ميسر نمي شود مگر با وجود احزاب قوي ، مگر با وجود تشكل هاي غير دولتي تاثير گذار ، مگر با سنديكاها و اصناف فراگير و حقيقي . اين نهادهاي هستند كه قدرت را پاسخگو مي كنند وگرنه مي شود هميني كه هست ! هر چقدر هم كه مقدس باشد هر چقدر هم كه با نيت خير باشد آخرش مي شود كهريزك ! آخرش مي شود جهنم !
آخرين اردوي شاخه جوانان مشاركت - اصفهان
پ.ن ۱ - هر سال تابستون كنگره بود . نشستهاي ساليانه بود . اردو بود . پارسال زنگ ميزديم ببينيم كي مياد همدان ، كي مياد مازندران ، كي مياد اصفهان ، براي جلسه تهران كيا برن ؟ اما امسال بايد زنگ بزنيم ببينيم شهاب رو آزاد كرده اند يا نه ؟ سعيد كجاست ؟ حمزه در اوين در چه حال است ؟ خدا عوضتون بده ! تابستان ۸۷ كجا و جهنم ۸۸ كجا !
پ.ن ۲ - در اين وبلاگ از عكس استفاده نمي كردم . منتهي حيفم آمد لبخند حمزه غالبي را نبينيد و البته بطري آب خنكش را !! لوگوي حزب را هم گذاشته ام كنار صفحه وبلاگ . نه آقاي دادستان ما بيد هستيم اما مجنون آزادي و عدالتيم با تشر و تهديد و اشك آور و شكنجه جا خالي نمي كنيم .
خورشيد را گرفته به زنجير بسته اند
اما تو هيچ گاه نپرسيده اي كه :
- مَرد !
خورشيد را چگونه به زنجير مي كشند ؟
گاهي چنان درين شب ِ تب كرده ي عبوس
پاي زمان به قير فرو مي رود كه مَرد
انديشه مي كند :
- شب را گذار نيست !
اما به چشم هاي تو اي چشمه ي اميد
شب پايـــــدار نيست !
ه.ا.سايه
- به ياد سعيد حجاريان و مصطفي تاجزاده دو خورشيد به زنجير در آمده .
فكر مي كردند تقلب مي كنند بعد هم حداكثر وسعت اعتراضات همانند ۱۸ تير خواهد بود مي ريزند و دانشگاه رو به خاك و خون مي كشند و بعد هم يك راهپيمايي و همه چيز تمام مي شود . دنيا هم خود را آماده كرده بود تا اين ديكتاتور كوچك را به عنوان نماينده ملت ايران به رسميت بشناسد . نظر سنجي برگزار كرده بودند كه مردم ما دموكراسي نمي خواهند ، مردم ما بمب اتم ميخواهند و نتيجه گرفتند اين جريان نماينده حقيقي مردم ايران است . نامه نوشته بودند كه به مذاكره بنشينند اما همه آنها يك چيز را در محاسباتشان لحاظ نكرده بودند و آن شعور مردم ايران بود .
فكرش را هم نمي كردند عليرغم اين همه خشونت و جنايتي كه مرتكب شده اند مردم تا اين اندازه پايداري كنند . اعتراضات هم طيف وسيعي از مردم و نخبگان را در برگرفت و هم براي مدت طولاني دوام آورده بطوريكه در حال حاضر نيز اگر موقعيت ايجاب كند حضور مردم ميليوني خواهد بود . مير حسين موسوي به عنوان رهبر جنبش تاكنون قدمي از مواضع اصولي خود عقب نگذاشته و آقايان كروبي و خاتمي با حمايت خود حاكميت را در شرايطي دشوار قرار داده اند.
بنيادگراهاي اسلامي در بدترين شرايط ممكن قرار گرفته اند . شرايط منطقه اي آنها و متحدانشان بشدت متزلزل شده است . حزب الله در انتخابات پارلمان لبنان شكست سختي را پذيرا شده است . حماس نيز با بسته شدن گذرگاه رفح و كانالهاي انتقال اسلحه از مرز مصر بعد از جنگ اخير با اسرائيل به شدت تضعيف گرديده است . سوريه نيز با ترميم روابط خود با غرب پرداخته و هم اكنون در حال عادي سازي روابط خود با امريكاست . سوري ها حتي از جريان بازداشت تبعه فرانسوي در ايران به نحو احسن بهره برداري نموده و با پادرمياني در اين مورد امتياز ديگري را در كارنامه خود ثبت كردند. متحدان فرا منطقه اي ايران كه در ۴ سال گذشته همواره از كمك هاي اقتصادي ايران سود مي جستند نيز ايران را تنها گذارده و در حال مذاكره با آمريكا هستند . هگو چاوز در ونزوئلا و رائول كاسترو در حال بهبود بخشيدن به روابط خود با ايالات متحده هستند . در حقيقت با كنار رفتن نئو محافظه كاران آمريكايي سياست هاي خارجي اوباما تا اينجاي كار بسيار موفق بوده است . اما اوضاع در مورد ايران كاملاً متفاوت است . پخش تصاوير اعتراضات گسترده مردمي و برخوردهاي خشن حاكميت با معترضين و خبرهاي منتشره پيرامون جنايت هايي كه مرتكب شده اند افكار عمومي را در سر تا سر دنيا تحت تاثير قرار داده است ، حضور پر رنگ ايراني هاي خارج از كشور در اعتراضات و اعلام همبستگي تعداد زيادي از هنرمندان ، روشنفكران ، ورزشكاران و ساير گروههاي اجتماعي خارجي موجب شده تا دولتهايشان نيز در برخورد با شرايط امروز ايران محتاط تر باشند. نمونه اين احتياط را مي توان در نهيب روزنامه روسي ايزوستيا به سران اين كشور پس از سردادن شعار مرگ بر روسيه و مرگ بر چين در نماز جمعه به خوبي مشاهده كرد . تمام اين موارد در شرايطي اتفاق مي افتند كه پرونده هسته اي ايران هنوز بسته نشده است . خبر شكنجه متهمان ، بازداشت اعضاي سفارت انگلستان و اتباع ساير كشورها نيز به تيره شدن هر چه بيشتر روابط با كشور هاي دنيا انجاميده است .
در داخل كشور نيز عوامل كودتا اوضاع چندان مناسبي ندارند. مراجع به عنوان نهادي تاثير گذار نه تنها از ارسال پيام تبريك به رئيس دولت كودتا خودداري نمودند بلكه مراجعي چون صانعي ، بيات زنجاني ، شبيري زنجاني ، موسوي اردبيلي ، طاهري خرم آبادي و دستغيب شيرازي بارها بارها به موضع گيري علني بر عليه جنايتهاي صورت گرفته پرداخته اند . اين شرايط به حدي بر ايادي دولت گران آمده است كه نويسندگان سايت دجال نيوز (رجا ) و روزنامه هاي كودتا چيان هچون ايران و جوان به صراحت به مراجع محترم تقليد انتقاد كردند كه چرا به كودتاچيان تبريك نگفته اند؟!! احساس خلاء در اين زمينه و فشار روحي موجود بر طرفداران تماميت خواه تا جايي پيش رفت كه اقدام به انتشار جعلي پيام تبريك آيت اله مكارم شيرازي نمودند كه با واكنش سخت ايشان روبه رو شد . به نظر مي رسد مراجع محترم تقليد و آيات عظام بخوبي بر عواقب مستولي شدن طيف مصباح بعنوان طرفدار طالبانيسم اسلامي واقف هستند.
ميزان خشونت ها و جنايت هاي صورت گرفته به حدي بوده است كه بسياري از چهره هاي مطرح جناح راست نيز بعنوان تنها متحد بنيادگرايان نيز از آنها تبري جسته و لب به انتقاد گشوده اند . در حقيقت راست سنتي سعي دارد حساب خود را از راديكاليسم اسلامي جدا نمايد . انتقادهاي چهره هاي مطرح اين جريان كه سعي دارند فاصله خود را از دوطرف درگير حفظ كنند سبب اتخاذ سياست يكي به نعل و يكي به ميخ از سوي آنها شده است . هجمه گسترده به احزاب اصلاح طلب و اپوزيسيون داخلي و ايستادگي احزاب در برابر زياده خواهي كودتاچيان موجب همگرايي اپوزيسيون داخلي و خارجي گرديده است . ادبيات اصلاح طلبان نيز تا حد زيادي تند تر گرديده است . تا جايي كه نمايندگان ادوار مجلس خواستار بررسي صلاحيت رهبر در مجلس خبرگان شده اند . اين درخواست كه از سوي چند حزب و شخصيت ديگر نيز تكرار شده است در تاريخ جمهوري اسلامي بي سابقه بوده است . شرايط مذكور به ايجاد جبهه اي گسترده در برابر تماميت خواهان منجر شده كه تمامي ايرانيان با هر نوع گرايش فكري و سياسي را در بر مي گيرد.
اوضاع اقتصادي كشور نيز چندان مناسب نيست . حيف و ميل دارايي هاي ملي طي ۴ سال گذشته ، دادن وعده هاي غير ممكن در ايام انتخابات و افزايش بيش از حد دستمزد كاركنان دولت و بازنشستگان در كنار كاهش در امد هاي نفتي نسبت به سال گذشته كسري بودجه شديد دولت را به همراه خواهد داشت . آثار بحران اقتصادي دنيا رفته رفته خود را در ايران نمايان مي كند . حوادث بعد از انتخابات نيز به فرار هر چه بيشتر سرمايه و نخبگان منجر شده و سرمايه گذاران را با ترديدي عميق روبه رو نموده است . از طرفي ضعف مديريتي شديد دولت مانع از برنامه ريزي صحيح براي مهار بحران ها خواهد بود و نتيجه آنكه دولت دهم روزهاي بسيار سختي را در پيش رو خواهد داشت كه با شعار و نمودار رفع نخواهند شد .
احساسات مردم به شدت جريحه دار شده و سوء ظن شديدي نسبت به نهادهاي امنيتي و قضايي بوجود آمده است . بطوريكه قاطبه ملت در خوشبينانه ترين حالات اين نهادها رو بي طرف نمي دانند . افشاگريهاي شجاعانه مهدي كروبي و پخش فيلم ها و عكس هاي حوادث اخير ابهامات زيادي را در رابطه با چگونگي عملكرد اين نيروها بوجود آورده است .... { به علت محافظه كاري سانسور شد } عدم مجازات مسببین خشم بیشتر مردم را بدنبال داشته است . بطوریکه شعارها و خواسته های مردم تغییرات اساسی نموده است و از... { به علت محافظه كاري سانسور شد }
با آنكه مردم به خواست خود در اين انتخابات نرسيده و هزينه بسيار سنگيني پرداختند ولي با در نظر گرفتن تمام آنچه گفته شده شد غاصبان راي مردم برنده اين بازي نبوده و روزهاي سختي را در پي خواهند داشت.
پ.ن : با توجه به فتواي آيت اله صانعي از نوشتن در مورد كيفر خواست چهارم به مانند بيدادگاههاي قبلي معذورم . هرچند خواندش ۵ نخ سيگار طول كشيد .
جالب ترين ها براي من :
۱ - كروبي اولين سند خود را افشاء كرد. +
۲- پيش بيني من در ۱۶ تير درست از آب در آمد : نماينده دادستان خواستار انحلال سازمان و مشاركت شد . ++
۳- مكه اوين +++ بيداد و استاد ++++ به نام علي به راه معاويه +++++
۴- دکتر ملکی خطاب به ماموران اطلاعات:متشکرم که مرا به زندان میبرید، اگر در رختخواب میمردم عذاب وجدان داشتم ++++++
من خرداد ۱۳۸۸ به طرفداري از موسوي و بر ضد احمدي نژاد شعار دادم .
بابا قربونت بره !! تو كه اسمتم نمي دونم ، تو ميخواي عليه كي شعار بدي هان ؟!
...
پ. ن - از اين تابستون لعنتي عُقم گرفته . بچه ها بيائيد هُلش بديم شايد زودتر شَرشو بكنه ...
۱- آن زمانها كه تست هاي مخرب و غير مخربي وجود نداشت تا با اشعه ايكس و ليزر و UT , PT , CT ,… بفهمند قطعه اي ترك دارد يا نه ؟ سالم است يا معيوب . يك آدم خبره با چكشش به چرخ هاي قطار ضربه مي زد و از روي تغيير صدا در مي يافت كه اين چرخ سالم است يا ترك دارد . يك روز همين آدم خبره از ابتداي قطار به هر چرخي كوبيد دستور تعويض داد به انتهاي قطار كه رسيد هیچ چرخ سالمي براي قطار باقی نمانده بود . كاشف بعمل آمد كه اينبار چكش اش ترك برداشته است ...
۲- بله آقاي قاضي چكش شما ترك برداشته است آنرا بيخود بر سندان مسند بي عدالتت مي كوبي !! گيرم من باور كنم خاتمي ، موسوي ، كروبي دشمن اين مملكت شده اند و اغتشاش طلب . گيرم من بپذيرم هاشمي در امتحان نخبه هاي شما مردود شده است .اما اين ها كه بدترين سند ناكارآمدي اين نظام به اصطلاح مقدس شماست . نظامي كه از ابتداي خلقتش تا امروز يكي يكي همراهان و دوستانش را دشمن خطاب مي كند و حتي به مسئولين عالي رتبه اش نيز رحم نمي كند . بازرگان ، بني صدر ، موسوي ، هاشمي و خاتمي كه همه شان جاسوس و جيره خوار بيگانه شده اند مي شوند ۲۶ سال قوه مجريه اين نظام . كروبي و هاشمي در نيمي از عمر انقلاب رياست قوه مقننه را برعهده داشته اند . هر چه وزير و وكيل هم بوده كه انداخته ايد زندان تا اعتراف كنند آلت دست بي بي سي بوده اند . آخر اين چه مهملاتي ست كه بهم مي بافيد . شما يك منتقد غير نفوذي و سالم به ما نشان بدهيد ما به ايشان اقتدا كنيم . چپ ها را با همين چوب زديد ، جبهه ملي را مرتد اعلام كرديد ، بازرگان را با آن سابقه مبارزاتي آن گونه بد نام كرديد ، حتي به مراجعي چون آيت اله منتظري هم رحم نكرديد . سازمان ، مشاركت ، مجمع روحانيون مبارز ،كارگزاران ... ديگر چه دسته و گروهي باقي مانده كه به آن لقب مزدور بيگانه نداده باشيد ؛ كه به آن جاسوس خطاب نكرده باشيد . كدام گروه و دسته منتقد را مي توانيد نام ببريد كه عليه امنيت ملي كه صد البته نه ! شخصي تان اقدام نكرده باشد ؟ سي سال است در اين مملكت نفس مي كشيم هنوز نفهميديم حق و حقوق مان چيست ؟ چه بلايي سرمان بياورند مي توانيم اعتراض كنيم ،چه كار بايد بكنيم كه نشويم دشمن امنيت شما ؟ كارگر حقوقش را طلب مي كند مي رود زندان. معلم صدايش در مي آيد راهنمائيش ميكنيد زندان . دانشجو صدايش در مي آيد : زندان . زنان از بي عدالتي مي نالند زندان . روزنامه نگار قلمش را از جيب در نياورده زندان . جز زندان و داغ و درفش اين نظام پر بركت براي مخالفان عايدي ديگري هم دارد ؟
آقايان يك لحظه گذشته رو مرور كنيد ببينيد از كجا به كجا رسيده ايد ؟ دشمنان ديروزتان يا چريك هاي مسلح و آموزش ديده بودند و تروريست و يا در عالم سياست براي خودشان كسي بودند كه بعضاً از شما ناكسان بسيار شايسته تر و تواناتر بودند اگر اينها هم نبود يا نويسنده قهاري بود يا هنرمند و شاعري توانا ... اما امروز به كجا رسيده ايد : اقدام كنندگان عليه امنيتتان جوانهاي 20 – 22 هستند . دست پرورده هاي خودتتان . ببينيد چقدر خوار شده ايد حتي از اتو برقي هم مي ترسيد . اس ام اس شده است كابوستان . ببينيد چقدر بي لياقت و بي عرضه هستيد همه تان را ميگويم صدر تا ذيلش فرق نمي كند :30 ساله است به زعم خودتان فضاي فرهنگي كشور را ايزوله كرده ايد يكروز شبيه خون فرهنگي را بهانه قرار داديد ؛ اصحاب و قلم و رسانه را به صليب كشيديد . امروز ِ روزگار انقلابات رنگين و مخملين را دستمايه مي كنيد اما چه سود ؟ اين نسلي است كه از دل آن همه سانسور و آموزش هاي ايدلوژيك صد من يه غازتان به بار نشسته است . نسلي كه خوابتان را برآشفته. اسلحه اين نسل نه نارنجك دست ساز است نه كوكتل مولوتوف آن چند تا هم كه زده شده يا كار جيره خواران خودتان است يا اراذل دست چپي . اسلحه اين نسل اينترنت است و موبايل و بلوتوث ... اين نسل حلقه را آن چنان بر شما تنگ خواهد كرد كه حتي در خانه تان نيز جايي براي تان نباشد حتي توانايي نگاه كردن در چشم همسر و فرزندانتان را نداشته باشيد . آن روز متوجه مي شويد دنياي امروز براي ديكتاتورها خيلي خطرناك است خيلي ...
پ.ن ۱ - بلاخره سعيد نورمحمدي هم آزاد شد تلفني با هم صحبت كرديم ولي هنوز شهاب طباطبائي در اسارته براي سلامتيش دعا كنيد.
لينك هاي جالب براي من :
- حکومت مستبد از گورستان و مردهها هم میترسد+ - آيت اله صانعي
- درود بر اين آيت اله دستغيب شيرازي : این که امام خمینی(ره) فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این انقلاب ضربه نخورد یعنی همین که اگر مردم حمایتشان را از این ولایت فقیه برداشتند، دیگر از این ولایت کاری ساخته نیست و در واقع ارزشی ندارد. ++
- تحليل متفاوته چريك هاي فدائي خلق با ساير گروههاي اپوزيسون خارج از كشور +++
- جزئيات دروغ هاي صدا و سيما در رابطه با ترانه موسوي از زبان مهدي كروبي ++++
- به سهیل زنگ می زنم تازه آزاد شده است . همچنان پر انرژی است . می گوید بچه ها را جمع کنیم برویم کوه . برنامه ریزی کنیم کار فرهنگی بکنیم حیف است . من نمی دانم چه باید بگویم . از تعطیلاتش می گوید از اینکه گفته بودند ببرندش در سلول علی عظیمی و در دلش گفته بود آخ جون میرویم با علی کلی گپ می زنیم و اما آن علی عظیمی نابکار ، معتاد و عملی از آب در آمده و من می خندم که لابد اشتباهی گرفته بودنش ، یاد ژان وارژان می افتم . می ترسم . حتی ازش سئوال نمی کنم برای چه ؟ حرف حسابشان چه بود ؟ چه می پرسیدند ؟ از که می پرسیدند ؟ بهر حال تلفن است دیگر . سوراخ که دارد ؛ حتمی موش هم دارد احتمالاْ کوچکتر شاید ترانزیستوری باشد یا مثلاْ چند تا آی سی اما اگر باشد لابد گوش هم خواهد داشت. میگویم زیارت قبول می آییم برای حاجی دیدن . پریا رو ببوس ...
- چند روزي از شروع زمستان گذشته است . چهارشنبه شب است و صفدر حسینی ، وزير اقتصاد و دارايي خاتمي ، سعي دارد با پاورپوينت و به مدد اعداد و ارقام به حاضرين جلسه ماهانه بگويد وضع اقتصادي كشور درب و داغان است . به نظر من احتياج به اين همه صغري و كبري نيست ، سفرهاي خالي خودشان گويا هستند كه چه بر سر اين مملكت رفته است . پاورپوينت را مي شود دست كاري كرد مي شود جعل كرد . سر وته نشان داد اما سفره خالي را نه ! با حرف پر نمي شود . نمودار سرش نمي شود اگر روزي پر شد مسئله حل شده است . فلسفه اش از بين مي رود . سهيل به صادق گِلگي مي كند . صبح به سهيل زنگ مي زنم . بعد از ظهر آمده است جلسه انتخابات برگزار مي شود . سهيل علي البدل مي شود . عادل و محمدرضا انصراف مي دهند تا سهيل بشود عضو شوراي مركزي . با خيلي ها تماس گرفته بوديم گفتند نمي آئيم . عده اي هم در وبلاگشان به خاتمي مي گفتند نيا شاكي بودند ما چرا دعوتشان نكرده ايم بيايند به خاتمي بگويند بيا!! عده اي هم بودند جواب رد دادند بعد رفتند گزارش تهيه كردند كه محفلي بوده است همه اش . اما سهيل نه ! مي توانست مثل بقيه موش بدواند يا برود پشت سر گلايه بگزارد ولي اين در مرامش نبود .مستقيم يقه گرفته بود كه چرا به من نگفته ايد . حق هم داشت . رزومه اش كامل بود فعاليت حزبي ، روزنامه نگاري ، ستادي ، انجمن اسلامي دانشگاه ، ادوار تحكيم ، اراده ملت ، تعليق ، همه چيز در آن يافت مي شد .
- همه موافق هستند كه جمعه ها برويم كوه . شب قبل زنگ ميزنم هماهنگ كنم يكي رفته است تهران ديگري و همسرش كرج تشريف برده اند . آن ديگري حسش پريده است . يكي امروز يادش افتاده است كه از اول هم مخالف بوده است . مي مانيم من و سهيل . زنگ مي زنم كنسلش كنيم . مرغش يك پا بيشتر ندارد : دو نفري مي رويم . كم مي آورم قبول مي كنم . صبح كه مي شود جا مي زنم ، خواب مي مانم . اگر تنها بشود ديگر نمي رود . اما او رفته است بيانيه ستاد را كه قبلاً خودش نوشته بود و خودش كپي كرده بود را خودش تنهايي پخش مي كند . من آب مي شوم .
- هيچي سر جايش نيست . يك ماه شده است نه از خط تلفن خبري شده است نه از كامپيوتر . بيشتر صندلي ها را هم زحمت كشيده اند برده اند . سماور هم كه نيست . هر كسي ساز خودش را مي زند ما هم كه هيچ وقت رقصيدن ياد نگرفتيم . سهيل دست در دست پريا وارد ستاد مي شود . يكي ساعت را جويا مي شود . جواب مي شنود ۱۰ شده سيگار آزاد شد. محض شوخي هم كه شده به او هم سيگار تعارف مي كنم . با كمال تعجب بر مي دارد . سيگار را مي شكند . آه از نهاد بچه ها بلند مي شود كه در سال اصلاح الگوي مصرف اين چه كاري ست !! مي گويد سهم خودم بود . از بچه ها گلگي مي كند ، خطابش من نيستم اما همه مي دانند واضع اين قانون كيست . مي گويد بوي سيگار نمي رود، بازتاب منفي دارد . حق هم دارد . اولين و آخرين باري بود كه ايراد مي گرفت حتي آن بار كه به تنهايي كوه رفته بود هيچ نگفته بود.
- همه يك چيزهايي شنيده اند اما هيچ يك موثق نيست . گوشي اش خاموش است . مي روم در مغازه شان زنگ مي زنم اما نه بعد از انتخابات از اين جا رفته اند . خانه اش هم همين جا بود . تايپ و پرينت و كپي و ... سال ها بچه هاي انجمن اسلامي و بعدها تشكل اصلاح طلب دانشگاه پاتوقشان اين جا بود نشريه هايشان اين جا بسته مي شد . اما هيچ كدام آن ويرگول را نداشتند . گويا اينگونه بود : " استاندار ، نماينده رهبري ، رئيس دانشگاه " كه تبديل شده بود به " استاندار ،نماينده ، رهبري ، رئيس دانشگاه " و اين ويرگول براي او سه ترم تعليق آب خورده بود . ما با نسل بعد از سهيل در دانشگاه دم خور بوديم اما داستان آن شماره را همه مي دانستند . اما اين بار چه ؟ شايد بخاطر تريبون آزادهاي روزهاي زوج بوده باشد . شايد هم بخاطر كوه رفتن هاي روز جمعه ، به هر حال اينبار ۸ روز تعطيلات عايدش شده بود !
يك رويا : كاش همه ي بچه ها آزاد بشوند . همه ي بزرگترها هم . دور هم جمع بشويم خاطره ها را ورق بزنيم با هم گريه كنيم به گريه هامان بخنديم ، همديگر را دست بيندازيم . من به سهيل سيگار تعارف كنم ...
جالب ترين ها براي من :
۱- " اتفاقی در زندانها رخ داده است که چنانچه حتی اگر یک مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعهای است برای جمهوری اسلامی که تاریخ درخشان و سپید روحانیت تشیع را تبدیل به ماجرای سیاه و ننگین میکند که روی بسیاری از حکومتهای دیکتاتور از جمله رژیم ستمشاهی را سفید خواهد کرد." نامه كروبي به هاشمي رفسنجاني +
۲- متن کیفرخواست سوم به روایت نبوی++
۳- " از شما منصفانه می پرسم، آیا شما میزان حق و باطلید؟ آیا امکان ندارد کسی از شما انتقاد کند و برحق باشد؟ این منطق را در فرقه رجوی هم می بینیم، در رژیم سلطنتی هم لمس می کردیم که خود را محور عالم و آدم و حق و باطل می دانستند. خطرناکتر از دشمن بیرونی که قابل انکار نیست، تکبر و نخوت و استکبار است، این نفس سرکش اماره امروز بر شما مسلط است و بنام شما برعلیه این ملت موضع گرفته است. " +++
۴-یدالله جوانی رییس اداره سیاسی سپاه پاسداران : موسوي،خاتمي،خوئيني ها و کروبي دستگير، محاکمه و مجازات شوند. ++++
(( ... بعد از مقداري بازجويي مرا بدست سرهنگ زماني سپردند . ايشان از ساعت ۷ بعد از ظهر آن روز بصورت متصل ، به استثناي يك ربع كه براي صرف غذا باجويي را متوقف كردن از من بطور شفاهي و كتبي بازجويي مي نمود . اين بي خوابي خود شكنجه اي براي من محسوب مي شد ، كه در عين بي خوابي جملاتي را بگويم يا بنويسم .
بعد از آن گفت بايد ترا سپرد به دست سرهنگ سياحت گر . سرهنگ سياحت گر با يك شلاق سيمي كه در دست داشت ، وارد شد . بعد از چند كلمه سئوال و جواب ، مرا روي نيمكت آهني خواباندند و دو نفر پاسبان روي سر و گردن من نشستند. او مرتب مي زد و دشنام مي داد كه بگو آقاي سيد محمود طالقاني اعلاميه افسران را نوشتند ؛ بنويس كه آقاي سيد محمود طالقاني دستور چاپ اعلاميه افسران را دادند ؛ بنويس كه آقاي طالقاني ديناميت تهيه كرد و در اختيار من براي خرابكاري گذاشت . خلاصه مرتب از اين حرفها مي زد و من هر چه زير شلاق التماس مي كردم ، اين هايي كه شما مي گوييد حقيقت ندارد و اينطور نيست ، گوشش به اين حرف ها بدهكار نبود . مرا از روي نيمكت بلند كرد و آنچه را كه در زير شكنجه به من گفته بود ، مي خواست كه بنويسم ، ولي امتناع كردم . او ، دو مرتبه مرا خواباند و شكنجه را شروع كرد . باز مرا بلند كرد و به ميله اطاق ملاقات بست و از پشت دست هايم را با يك زنجير نازك بست ، كه انتهاي آن شكل مخصوصي داشت ، كه پايش را در ان مي گذاشت و به طرف پايين فشار مي داد . دست هاي من از عقب بطرف پايين با فشار مخصوصي كشيده مي شد. در همان حال مي گفت : اگر اينها را نگويي ، با بطري كانادا ، كه در جلويش بود ، خدمتت مي رسيم . پدر و برادرانت آنجا هستند ، مادر ترا هم ميان زندان فواحش فرستاديم ... خلاصه مرتب مي گفت و مي زد و اين قسمت آخر را مرتباً رويش تكيه مي كرد كه : مرا نمي شناسي ؟ من كسي هستم كه وارطان را ، كه بازويش به اندازه كمر تو بود ، زير شكنجه كشتم . مُخش را با مته ، سوراخ كردم ، تا حالا ده نفر را زير شكنجه كشتم ، مواظب باش نفر يازدهم نباشي !
خلاصه من ديگر چيزي نفميدم ، هر چه مي گفت و مي خواست برايش مي نوشتم ... مرا با يك حالت نيمه بيهوش آوردند كه بعد از كاملاً بهوش آمدم خود را در يك مستراح ديدم كه تا ۴۰ روز بعد هم در همان مستراح بودم .
۱۱ اسفند ۱۳۴۲ - پرويز عدالت منش
شصت سال خدمت و مقاومت صص ۴۶۵و۴۶۶
قبلاً هم گفته ام ديكتاتور ها همه شان شبيه هم هستند . ارعاب و تهديد و شكنجه و كشت و كشتار از لوازم حكومت ديكتاتوري است .
پ. ن ۱- آقايان مسئول كه اين حوادث را به كاريكاتور انقلاب ۵۷ تشبيه كرديد با اينكه اين جا و در حال حاضر غرض انقلاب نبود و استیفای حق انتخاب ملت مورد نظر جنبش سبز بود اما جناياتي كه صورت گرفت اصلاً كاريكاتور نبود.
پ.ن ۲- دوستم سويدا با تصاوير مقايسه جالبي كرده ميان تنفيذ اوباما و احمدي نژاد ديدنش خالي از لطف نيست . +
پ. ن ۳ - اوضاع عبدالله مومنی اصلاً خوب نيست و قدرت تکلم و حرکت خود را از دست داده است . ++ - پسر اعتراف كن اين ها رسوا تر از اون هستند كه كسي حرفشونو باور كنه
پ. ن ۳ - حسين باستاني - يك دهه اعتراف گيري تحت شكنجه +++ شكنجه سفيد ++++
بايد اعتراف كرد ! اين اعتراف بيش از آنكه نشان از ترس داشته باشد نشان از خرد دارد . بيش از آنكه مدركي باشد دالِ بر مجرميت ، شاهدي است بر مظلوميت ! ما مردمان سبز ايران زمين همين كه دوستان در بندمان را بعد از ۴۸ روز اسارت مي بينيم بايد شاد باشيم ، نبايد فرياد كشيد . نبايد گريست .نبايد غمگين بود . نبايد خرده گرفت كه اهريمنان همين را آرزو دارند . اينان كه امروز اينگونه رنجور و بهت زده رو در روي دوربين ها قرار گرفته اند قهرمانان ملت ما هستند و روزي بر روي دست بلند شان خواهيم كرد . روزي كه دادگاه جاي بيدادگاه را خواهد گرفت .روزي كه جلادان بجاي بازپرسي مورد پرسش قرار خواهند گرفت. روزي كه غريو الله اكبر جرم نباشد .روزي كه پرواز كبوتر آزاد باشد. آن روز خواهد آمد ما باشيم يا نباشيم .بيائيد امروز همه مان اعتراف كنيم شايد آن روز عجله كند و زودتر بيايد ...
به پا بر خاستم :
پر درد و خشم آلود
ز پا بگسيخته زنجير
دست آزاد
نگاهم شعله خيز ِ كوره ي آتشفشان ِ خشم
و من لبريز ِ خشم ِ وحشي ِ فرياد.
به پا بر خاستم :
دستي نهاده بر دل خون بار
و دستي بر درفش ِ خلق ِ رزم آهنگ
زبانم تشنه سوز ِ واژه ي دلخواه
سرودم شعله ور در چشم آتش رنگ.
سرود ِ آتش خون :
شعله تاب كوره ي بيداد
سرودي دادخواه كينه هاي گم شده از ياد
سرود ِ تشنه ي لبريز
سرود ِ خشم ِ رستاخيز
سرودي رنج زاد و زندگي پرورد
سرودي كِش شكنج ِ مرگ نتواند شكست آورد.
و اينك من
كه بر لب هاي رنگ افسرده ي خاموش
شكفت ِ غنچه هاي خنده تان را دوست مي دارم
چو شيرين خنده هاي باغ
به دامان ِ بهار ِ شوخ ِ گرمْ آغوش
زمستان ِ سكوت ِ خويشتن را مي گدازم در دل پُر داغ
و در ماتم سراي سينه هاتان
شعله مي آرايم از اين بانگ ِ آتش گير.
فرو گيريد اشك از گونه هاي زرد
و بر داريد دست از ناله هاي سرد
و بسپاريد با من گوش :
سرود ِ سينه ي تنگ شما مي جوشد از اين بانگ ِ آتشناك
و از بهر ِ شما بر مي گشايد اين سرود آغوش
و من در اين سرود ِ پاك
گلوي ناله هاي خويش را افشرده ام خاموش
و اشك ِ دردهاي خويش را افشانده ام بر خاك
چه شادي ها
كه در خود مي تپد پر شور
به شوق ِ اين دلاويز سينه هاي ريش
چه بس خورشيد
كه در دل مي پزد روياي بام و زرنگار ِصبح
درين جغد آشيان ِ شوم ِ مرگ انديش
چه بس اختر
كه مي ريزد نگاه ِ انتظارش را
بر اين راه ِ غبار آلود
به بوي خنده ِ خورشيد روشنگر.
و من از دور
هم اكنون ي شوق لبخند ِ ظفرمند ِ شما را مي توانم ديد
كه پرپر مي زند در آرزوي بوسه لب هايتان بي تاب
و پنهان ، چهره مي آرايد از خلوت سراي پرده ي امّيد
و مي خوان از اين لبخند ِ بي آرام
كه مي آرد به من پيغام :
ـ سرودي هم براي فتح بايد ساخت !
ه . ا . سايه - اسفند ۱۳۳۰
پ. ن ۱- سيد ابراهيم نبوي : " انقلاب مخملي بي صاب مونده " +
پ.ن ۲ - فتوای جدید آیتالله بیات: شکنجهگران باید محاکمه شوند ++ - عكسشان در اينترنت نرود مقاله اي زيبا از مسعود بهنود +++ ماهمه اعتراف مي كنيم ، ما همه حامي موسوي هستيم ++++
پ.ن ۳- " مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بیخبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی میکنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک میکنند و میدانند که حفظ جان شما واجبتر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجهگرانی که اینگونه با جان و آبروی او بازی میکنند بشناسد. " بيانيه شماره ده مهندس موسوي +++++
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|